رسيدند . پس هر دو باهم غرق شدند . و چون آن خبر به موسى عليه السلام رسيد ، فرمود كه : آن پسر در رحمت خداى عز و جل است ، و ليكن عذاب و عقوبت چون فرود آيد ، چيزى كه آن را دفع كند از كسى كه با گنهكار نزديكى نموده ، نباشد ، و لامحاله به او نيز برسد » .
2827 / 3 . ابو على اشعرى ، از محمد بن عبد الجبّار ، از عبد الرحمان بن ابى نجران ، از عمر بن يزيد ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « با اهل بدعتها مصاحبت منماييد ، و با ايشان همنشينى مكنيد ، كه در نزد خدا يا مردمان ، چون يكى از ايشان مىشويد . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : مرد ، بر دين دوست و قرين خويش است » .
2828 / 4 . محمد بن يحيى ، از محمد بن حسين ، از احمد بن محمد بن ابى نصر ، از داود بن سرحان ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه :
چون اهل بدعتها و شك را بعد از من مىبينيد ، بيزارى را از ايشان اظهار كنيد ، و ايشان را بسيار دشنام دهيد ، و در مادّهء ايشان سخن بسيار بگوييد ، و ايشان را غيبت كنيد ، و بر ايشان تهمت و بهتان ببنديد « 1 » ، تا آنكه در فساد و تباهى در دين اسلام اميد به هم نرسانند ، و مردمان از ايشان بترسند و از بدعتهاى ايشان چيزى نياموزند ، تا خداى عز و جل به همين ، همهء خوبىها را از براى شما بنويسد ، و به اين ، در آخرت درجاتى را از براى شما بلند گرداند » .
2829 / 5 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از عثمان بن عيسى ، از محمد بن يوسف ، از ميسر از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « سزاوار نيست مسلمان را [ كه ] با فاجرِ نابكار و احمق و دروغگو برادرى كند » .
2830 / 6 . از او ، از عمرو بن عثمان ، از محمد بن سالم كندى ، از آنكه او را حديث كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « اميرالمؤمنين - صلوات اللَّه عليه - چون بر منبر بالا مىرفت ، مىفرمود كه : سزاوار است مسلمان را كه از برادرى كردن با سه كس دورى كند :
يكى بدكارِ بىباكِ بىپروا ، و ديگرى احمق ، و سيم دروغگو . امّا بدكارِ بىباك ؛ پس پيوسته كارهاى بد خويش را از براى تو زينت مىدهد ، و دوست مىدارد كه مانند او باشى ، و تو را يارى نمىكند بر امر دين تو و بر معاد تو ( يعنى كارى كه در قيامت به كارت آيد ) و پيوستگى با او موجب جفا و قساوت است ، و آمد و شد او نزد تو ( كه بر تو داخل شود و از نزد تو بيرون
هامش
( 1 ) . شايد به معناى مبهوت كردن با دليل و برهان باشد مانند « فبهت الذى كفر » .