جعفر صادق عليه السلام فرمود : « بىنيازتر از همهء بىنيازان ، كسى است كه اسير حرص نباشد » . و فرمود كه : « دلهاى خويش را مشغول مسازيد به آنچه فوت شده ، و ترس آن را در آنها راه مدهيد ، كه ذهنهاى خود را روگردان مىكنيد ، از آماده شدن براى آنچه نيامده است » .
2593 / 8 . على بن ابراهيم ، از پدرش و على بن محمد هر دو روايت كردهاند ، از قاسم بن محمد ، از سليمان منقرى ، از عبد الرّزّاق بن همام ، از معمر بن راشد ، از زهرى ، از محمد بن مسلم بن عبيداللَّه كه گفت : از حضرت على بن الحسين عليهما السلام سؤال شد . . . تا آخر آنچه در باب مذمّت دنيا و بىرغبتى در آن گذشت ، با اختلافى در سند .
2594 / 9 . و به همين اسناد ، از منقرى ، از حفص بن غياث ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « در مناجات و راز خدا با موسى عليه السلام مذكور است كه : اى موسى ! به درستى كه دنيا خانهء عقوبت است . آدم عليه السلام را در آن عقاب كردم در نزد گناه ( يعنى خلاف اولى كه از او سر زد ) . و دنيا را ملعون گردانيدم ، و آنچه در آن است ملعون است ، مگر آنچه در آن ، از براى من باشد . اى موسى ! به درستى كه بندگان نيك و شايستهء من ، در دنيا رغبت نكردند به اندازهء علم خويش ، و ساير خلق ، به اندازهء جهل خويش در آن رغبت كردند . و كسى نيست كه دنيا را بزرگ شمرده باشد ، و حال آنكه چشمهايش در آن روشن شده باشد . و هيچكس آن را حقير و كوچك نشمرده ، مگر آنكه به آن منتفع شده است » .
2595 / 10 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از ابن فضّال ، از ابو جميله ، از محمد حلبى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : . . . تا آخر حديث دويم اين باب .
2596 / 11 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از منصور بن عبّاس ، از سعيد بن جناح ، از عثمان بن سعيد ، از عبد الحميد بن على كوفى ، از مهاجر اسدى ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود :
« عيسى بن مريم عليهما السلام به دهى گذشت كه اهل آن و مرغان و حيوانات آن ، همه مرده بودند .
حضرت عيسى عليه السلام فرمود كه : ايشان نمردهاند ، مگر به غضبى كه ايشان را به يك بار هلاك كرده است ، و اگر جدا جدا مىمردند ، يكديگر را در خاك پنهان مىكردند .
حواريّان عرض كردند كه : يا روح اللَّه ! [ و كلمه خدا ، يعنى كسى كه به يك سخن آن جناب موجود شده ] ، خدا را بخوان و دعا كن كه ايشان را براى ما زنده گرداند ، تا ما را خبر دهند كه اعمال ايشان چه بوده است ، تا از آن اجتناب كنيم .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 749
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٤٩