تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩
كه :
« إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ »
« 1 » ؛ يعنى : « به درستى كه خدا خيانت‌كنندگان را دوست نمىدارد » . و فرموده كه :
« أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كانَ مِنَ الْكاذِبِينَ »
« 2 » ؛ يعنى : « و گواهى پنجم آن است كه : لعنت خدا بر او ، اگر باشد از جملهء دروغگويان » . و در قول خداى - تعالى - است كه : «
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا »
« 3 » ؛ يعنى : و ياد كن در اين كتاب - يعنى قرآن - ، صفت و قصهء اسماعيل را . به درستى كه او راست وعده بود و بود فرستادهء خدا به سوى خلق ، كه از حق خبر مىداد » . 2481 / 9 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از بعضى از اصحاب خويش ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : آيا نمىخواهيد شما را خبر دهم به كسى كه نسبت به من از همه كس دور تر است از روى شباهت ؟ عرض كردند : بلى ، يا رسول اللَّه ! ما را خبر ده . فرمود : زشت‌گويى كه زشت‌گويى را عادت كرده باشد و در آن سعى نمايد ، و موصوف باشد به بىشرمى ، و بخيل و متكبّر و كينه‌ور و حسود و سنگين دل باشد ، و دور باشد از هر خوبى كه اميد داشته مىشود ، و از هر بدى كه از آن پرهيز مىشود ، كسى از او ايمن نباشد » . 2482 / 10 . حسين بن محمد ، از معلّى بن محمد ، از منصور بن عبّاس ، از على بن اسباط روايت كرده كه آن را مرفوع ساخته به سوى سلمان عليهم السلام كه گفت : چون خداى عز و جل هلاكت بنده‌اى را خواسته باشد ، حيا را از او برمىكند ، و چون حيا را از او بركند ، او را ملاقات نمىكنى ، مگر خيانتكارى كه مردم را خيانتكار مىداند ، و چون خيانتكار باشد و مردم را به خيانت نسبت دهد ، امانت از او بركنده مىشود ، و چون امانت از او بركنده شود ، او را ملاقات نمىكنى ، مگر بدخوى و درشت ، و چون بدخو و درشت باشد ، رشتهء ايمان از او بركنده شود ، و چون رشتهء ايمان از او بركنده شود ، او را ملاقات نمىكنى ، مگر شيطان ملعون . 2483 / 11 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از ابراهيم بن زياد كرخى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : سه چيز است كه ملعون است و ملعون ، هر كه آنها را به فعل آورد : يكى آنكه در سايهء فرودآيندگان و جايى كه قافله فرود مىآيد ، تغوّط كند ، و ديگر آنكه آبى را كه مردم از آن برمىدارند ، منع كند ، و سيم
هامش
( 1 ) . أنفال ، 58 . ( 2 ) . نور ، 7 . ( 3 ) . مريم ، 54 .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 699 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى