تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
از آنها زجر و منع مىكند . و اين است معنى قول خداى عز و جل
« عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ * ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ »
« 1 » ؛ يعنى : از طرف راست ايشان نشسته ، و از جانب چپ او نشسته‌اى است كه ملازم اويند ، و از او اصلًا جدا نمىشوند » ، تا آخر آن‌چه گذشت « 2 » . 2408 / 2 . حسين بن محمد ، از احمد بن اسحاق ، از سعدان ، از ابوبصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « دل را دو گوش است . پس چون بنده قصد گناهى مىكند - يعنى زنا - ، روح ايمان به او مىگويد كه : مكن ، و شيطان به او مىگويد كه : بكن . و هر گاه بر بالاى شكم زن قرار گيرد ، روح ايمان از او بر كنده و ربوده شود » . 2409 / 3 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از على بن حكم ، از سيف بن عميره ، از ابان بن تغلب ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هيچ مؤمنى نيست ، مگر آنكه دل او را دو گوش باشد در اندران او . يك گوش ، وسواس خنّاس « 3 » در آن مىدمد و گوش ديگر ، فرشته‌اى در آن مىدمد . پس خدا مؤمن را به آن فرشته تقويت مىدهد ، و اين است معنى قول آن جناب - تعالى - كه مىفرمايد :
« وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ »
« 4 » » . باب در بيان روحى كه خدا مؤمن را به آن تقويت داده

110 . باب در بيان روحى كه خدا مؤمن را به آن تقويت داده

2410 / 1 . حسين بن محمد و محمد بن يحيى ، هر دو روايت كرده‌اند ، از على بن محمد بن سعد ، از محمد بن مسلم ، از ابوسلمه ، از محمد بن سعيد بن غزوان ، از ابن‌ابىنجران ، از محمد بن سنان ، از ابوخديجه كه گفت : بر امام موسىكاظم عليه السلام داخل شدم ؛ پس به من فرمود كه : « خداى - تبارك و تعالى - مؤمن را به روحى تقويت كرده كه در هر وقت كه نيكى مىكند و پرهيز مىنمايد ، در نزد او حاضر است ، و در هر وقت كه گناه مىكند و از حد درمىگذرد ، از او پنهان است . و آن روح ، با مؤمن است در زمانى كه مؤمن نيكى مىكند و از روى شادى مىلرزد ، و در زمانى كه بدى از او سر مىزند ، در خاك فرو مىرود . پس اى بندگان خدا ! با اصلاح آوردن نفس‌هاى خويش ، نعمت‌هاى آن جناب را رعايت كنيد ، تا
هامش
( 1 ) . ق ، 17 و 18 . ( 2 ) . هيچ سخنى نمىگويد ، جز آن كه نزد او مراقبى حاضر و آماده است . ( 3 ) . و وسواس ، شيطانى است كه مردم را وسوسه مىكند و در وسواس مىاندازد ، و خنّاس ، باز پس‌رونده وپنهان‌شونده است . ( 4 ) . مجادله ، 22 . و ايشان را با روحى از خويش تاييد كرد .