سزا دهيد و تلافى كنيد » .
2397 / 16 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از ابراهيم حذّاء ، از محمد بن صغير ، از جدّش شعيب ، از مفضّل روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « اگر اصرار اين جماعت شيعه بر خدا نبود در باب طلب كردن روزى ، هر آينه ايشان را نقل مىكرد از اين حالى كه ايشان در آنند ، به سوى آنچه از اين حال تنگتر است » .
2398 / 17 . ابوعلى اشعرى ، از محمد بن عبدالجبّار ، از ابنفضّال ، از محمد بن حسين بن كثير خزّاز ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت : حضرت به من فرمود كه : « آيا ميوه را نمىبينى كه فروخته شود ؟ آيا چيز ديگر از آنچه آن را خواهش دارى نمىبينى ؟ » عرض كردم : بلى ، داخل مىشوم و مىبينم . فرمود : « آگاه باش ! كه تو را به ازاى هر چه آن را مىبينى و قدرت بر خريدن آن ندارى ، يك حسنه است » .
2399 / 18 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از محمد بن سنان ، از على بن عثمان ، از مفضّل بن عمر ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « به درستى كه خداى - جلّ ثناؤه - به سوى بندهء مؤمن خويش كه در دار دنيا محتاج و پريشان بوده عذرخواهى مىكند ، چنان كه برادر به سوى برادر خويش عذر مىخواهد ، و مىفرمايد : به عزّت خودم سوگند ياد مىكنم كه تو را در دار دنيا محتاج نكردم ، به جهت خوارى و بىمقدارى تو بر من ؛ پس اين پرده را بالا گير و نظر كن به آنچه تو را از دنيا عوض دادهام » .
حضرت فرمود : « پس پرده را بالا مىگيرد و چون مىبيند كه در پس پرده چه چيز است ، عرض مىكند كه : مرا زيان نرسانيد آنچه مرا منع كردى ، با آنچه مرا عوض دادى » .
2400 / 19 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابنابىعمير ، از هشام بن حكم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « چون روز قيامت مىشود ، گروهى از مردمان برمىخيزند و مىآيند تا به درِ بهشت مىرسند و در بهشت را مىزنند ؛ پس به ايشان گفته مىشود كه : شما كيستيد ؟ مىگويند كه : ما فقراييم . به ايشان گفته مىشود كه : آيا پيش از حساب مىخواهيد كه داخل بهشت شويد ؟ مىگويند كه : چيزى به ما عطا نكرده بوديد تا ما را بر آن حساب كنيد . پس خداى عز و جل به فرشتگان مىفرمايد كه : راست گفتند . و به فقرا مىفرمايد كه : در بهشت داخل شويد » .
2401 / 20 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از عثمان بن عيسى ،
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 639
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٣٩