خوبى از حيوانات سوار گرديدند . پس به من عطا كن ، مانند آنچه به ايشان عطا كرده بودى در دار دنيا . پس آن جناب - تبارك و تعالى - مىفرمايد كه : از براى تو و از براى هر بندهاى از شما فقيران است ، مانند آنچه به اهل دنيا عطا كردهام ، از آن زمان كه دنيا موجود شده ، تا وقتى كه تمام شد ، هفتاد برابر » .
2391 / 10 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از ابراهيم بن عقبه ، از اسماعيل بن سهل و اسماعيل بن عبّاد هر دو ، كه آن را مرفوع ساختهاند به سوى امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « از فرزندان آدم مؤمنى نبود ، مگر آنكه فقير بود و كافرى نبود ، مگر آنكه غنى بود ، تا وقتى كه حضرت ابراهيم عليه السلام آمد و به خدا عرض كرد كه :
« رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا »
« 1 » ؛ يعنى : اى پروردگار ما ! مگردان ما را بليّه و آزمايشى از براى آنان كه كافر شدند ، تا در حق ما نگويند كه : اگر ايشان بر حق بودند ، محتاج نمىبودند ، و در حقّ خود نگويند كه : اگر ما بر حق نبوديم ، بىنياز نمىبوديم » . حضرت فرمود : « پس خدا در اين گروه مؤمنان ، مالها و احتياج ، و در آن گروه كافران ، مالها و احتياج قرار داد » .
2392 / 11 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از عثمان بن عيسى ، از آنكه او را ذكر كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « مرد توانگرى به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد كه جامهء پاك و پاكيزه در بر داشت و در خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله نشست .
بعد از آن ، مرد پريشانجامهء چركينى آمد و در پهلوى آن توانگر نشست . پس آن توانگر ، جامههاى خويش را از زير رانهاى او گرفت . « 2 » رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود : آيا ترسيدى كه چيزى از فقر و پريشانى او به تو رسد و بچسبد ؟ عرض كرد : نه . فرمود : پس ترسيدى كه چيزى از غنا و بىنيازى تو به او رسد ؟ عرض كرد : نه . فرمود : پس ترسيدى كه جامههاى تو را چركين سازد ؟ عرض كرد : نه . فرمود : پس چه تو را داشت بر آنچه كردى ؟ عرض كرد :
يا رسول اللَّه ! به درستى كه مرا همنشين و مصاحب بدى هست كه هر چيز زشتى را از براى من مىآرايد و در نظرم جلوه مىدهد ، و هر چيز خوبى را از براى من زشت مىگرداند ، و من نصف مال خود را از براى او قرار دادم . رسول خدا صلى الله عليه و آله به آن فقير پريشان فرمود : آيا قبول
هامش
( 1 ) . ممتحنه ، 5 .
( 2 ) . يعنى آنچه از جامهاش كه در زير پاى آن فقير بود ، كشيد . احتمال دارد كه معنى اين باشد كه دامنهاى جامهء خودرا جمع كرد و در زير رانهاى خويش گرفت . ( مترجم )