تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣
دين ) ، و از شقاوت و بدبختى در آخرت » . 2370 / 19 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن‌ابىعمير ، از حسين بن نعيم صحاف ، از ذريح محاربى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « حضرت على بن الحسين عليهما السلام مىفرمود : به درستى كه من ناخوش دارم كه مرد در دنيا عافيت داده شود ، و هيچ مصيبتى از مصيبت‌ها به او نرسد » . 2371 / 20 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن ابىعبداللَّه ، از نوح بن شعيب ، از ابوداود مسترق كه آن را مرفوع ساخته و گفته است كه امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « پيغمبر صلى الله عليه و آله به سوى طعامى خوانده شد ( يعنى كسى آن حضرت را تكليف ضيافت كرد ) . و چون داخل منزل آن مرد شد ، نظر فرمود به مرغ خانگى كه در بالاى ديوارى نشسته بود ، و ديد كه آن مرغ تخم كرد . پس آن تخم در عرض راه بر بالاى ميخى كه در آن ديوار كوبيده بود فرود آمد ، و بر روى آن ميخ قرار گرفت و نيفتاد و نشكست . پس پيغمبر صلى الله عليه و آله از حال آن تخم تعجّب كرد . آن مرد به خدمت حضرت عرض كرد كه : آيا از اين تخم تعجّب فرمودى ؟ پس سوگند به آن خدايى كه تو را به حق به پيغمبرى فرستاده ، كه هرگز به چيزى مصيبت زده نشده‌ام و نقصانى به من نرسيده ؛ پس رسول خدا صلى الله عليه و آله برخاست و از طعامش هيچ نخورد و فرمود : كسى كه مصيبتى به او نرسيده ، خدا را در او حاجتى نيست » ( يعنى از نظر عنايت خدا افتاده و هيچ مصرف ندارد ) . 2372 / 21 . از او ، از على بن حكم ، از ابان بن عثمان ، از عبدالرحمان و از ابوبصير ، نيز از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : خدا را هيچ حاجتى نيست ، در كسى كه در مال و بدنش از براى آن جناب بهره‌اى نباشد » . 2373 / 22 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از محمد بن سنان ، از عثمان نوا ، از آنكه او را ذكر كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « به درستى كه خداى عز و جل مؤمن را به هر بليّه‌اى مبتلى مىگرداند ، و او را به هر نوع مردنى مىميراند ، و او را مبتلى نمىكند به آنكه عقلش برود و ديوانه‌اى شود . آيا ايّوب را نمىبينى كه چگونه شيطان بر مال و بر فرزندان و بر اهل او و بر هر چيزى كه از او بود مسلّط شد ، و بر عقلش مسلّط نشد ؛ بلكه عقل از برايش وا گذاشته شد ، تا به آن خدا را به يگانگى پرستش كند ! ؟ » . 2374 / 23 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از ابن‌فضّال ، از على بن عقبه ،