فرمود : « مردى در بصره به سوى اميرالمؤمنين - صلوات اللَّه عليه - برخاست و عرض كرد كه : يا اميرالمؤمنين ! ما را خبر ده از برادران . حضرت فرمود كه : برادران دو قِسماند : يك قسم برادرانى كه منسوباند به سوى ثقه و اعتماد ، و قسم ديگر ، برادرانى كه منسوباند به سوى مكاشرت ؛ يعنى در روى يكديگر خنديدن و گشادهرويى . امّا برادران ثقه ، دست و بال و اهل و مالند ؛ پس هرگاه نسبت به برادرت بر حدّ ثقه و اعتماد باشى ، مال و تن خود را به او ببخش ، و صاف باش با هر كه با او در مقام صافى باشد ، و دشمنى كن با هر كه با او دشمنى كند ، و راز و عيب او را بپوش ، و از او ظاهر كن آنچه را كه خوب باشد . و بدان اى سائل ! كه ايشان از كبريت احمر كمترند . و امّا برادران مكاشرت ، پس به درستى كه تو به لذّت و خوشى خويش از ايشان مىرسى ؛ پس اين امر را از ايشان قطع مكن ، و آنچه در پس اين و غير از اين باشد از ايشان مجو ، و به ايشان ببخش ، آنچه را كه به تو بخشيدهاند از گشادهرويى و شيرينزبانى » .
باب در بيان آنچه خدا فرا گرفته بر مؤمن از صبر كردن يا . . .
105 . باب در بيان آنچه خدا فرا گرفته بر مؤمن از صبر كردن يا يارى نمودن بر آنچه به او مىرسد ، در آنچه به آن مبتلى شده است
2339 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از على بن نعمان ، از داود بن فرقد ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « خدا از مؤمن پيمان گرفته بر اينكه گفتارش باور نشود ، و از دشمن خود داد خود نستاند . و هيچ مؤمنى نيست كه نفس خود را شفا دهد و تشفّى قلب حاصل كند ، و دلش خوش گردد و از حرارت خشم خنك شود ، مگر به رسوايى نفس خويش ؛ زيرا كه هر مؤمنى لجام شده است و از انتقام ممنوع است » .
2340 / 2 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد و محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد و هر دو ، از ابنمحبوب ، از ابوحمزهء ثمالى ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : به درستى كه خداى عز و جل از مؤمن پيمان گرفته بر چهار بليّه ، كه آسانتر آنها بر او ، مؤمنى است كه به قول او قائل و هممذهب او است ، بر او حسد مىبرد ، يا منافقى كه به دنبال او مىافتد و اثر او را پيروى مىكند ، يا شيطانى كه مىخواهد او را گمراه گرداند ، يا كافرى كه جهاد كردن با او را حلال مىبيند . پس بعد از اينها ، بقاى مؤمن چيست و چگونه بماند ؟ ! » .