از نضر بن يحيى ، از ابوخالد قمّاط ، از حمران بن اعين كه گفت : به خدمت امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم كه : فداى تو گردم ! ما چه بسيار كميم ، اگر بر يك گوسفندى جمع شويم ، نمىتوانيم كه آن را نيست و نابود گردانيم . فرمود : « آيا نمىخواهى كه تو را خبر دهم به چيزى كه تعجّبش از اين بيشتر باشد ؟ همهء مهاجران و انصار رفتند ، مگر - و به دست خويش اشاره فرمود كه - سه نفر » ( يعنى بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله همه مرتد شدند ، مگر سه نفر و آنها سلمان و مقدار و ابوذرند رضى اللَّه عنهم ) . حمران مىگويد كه : عرض كردم : حال عمّار چه بود ؟
فرمود كه : « خدا ابوااليقظان - يعنى عمّار - را رحمت كند ! بيعت نمود و كشته شد ، در حالى كه شهيد بود » . من با خود گفتم كه : چيزى از شهادت بهتر نيست . حضرت به سوى من نگريست و فرمود : « شايد كه تو چنان بپندارى كه عمّار مانند آن سه نفر است ، بسيار دور است آنچه تو پنداشتهاى » .
2325 / 7 . حسين بن محمد ، از معلّى بن محمد ، از احمد بن محمد بن عبداللَّه ، از على بن جعفر روايت كرده است كه گفت : شنيدم از حضرت امام موسى كاظم عليه السلام كه مىفرمود : « چنان نيست كه هر كس كه به ولايت ما اعتقاد دارد ، مؤمن باشد ، و ليكن ايشان انيس مؤمنان قرار داده شدهاند » .
باب در بيان راضى بودن به موهبت و بخشش ايمان . . .
101 . باب در بيان راضى بودن به موهبت و بخشش ايمان ، و صبر كردن بر هر چيزى كه بعد از آن باشد
2326 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از ابنفضّال ، از ابنبكير ، از فضيل بن يسار ، از عبدالواحد بن مختار انصارى كه گفت : امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه : « اى عبدالواحد ! هيچ ضرر نرساند مردى را ، چون بر اين رأى و اعتقاد تشيّع باشد ، آنچه مردم از براى او گويند ، و اگرچه بگويند كه ديوانه است . و او را هيچ زيان نرساند و هر چند كه بر سر كوهى باشد و خدا را عبادت كند ، تا او را مرگ در رسد » .
2327 / 2 . على بن ابراهيم از محمد بن عيسى از يونس از ابنمسكان از معلّى بن خنيس ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : خداى - تبارك و تعالى - فرمود : اگر در زمين كسى نباشد ، مگر يك مؤمن ، هر آينه به او از همهء خلق خويش بىنيازى جويم ، و هر آينه او را از ايمانش انيسى قرار دهم كه به آن خو كند ، و به هيچكس