تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
2298 / 19 . ابوعلى اشعرى ، از محمد بن عبدالجبّار ، از حسن بن على ، از ابوكهمس ، از سليمان بن خالد ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : آيا نمىخواهيد كه شما را خبر دهم كه مؤمن كيست ؟ مؤمن كسى است كه مؤمنان او را بر جان‌ها و مال‌هاى خويش امين دارند . آيا نمىخواهيد كه شما را خبر دهم كه مسلمان كيست ؟ مسلمان كسى است كه مسلمانان از زبان و دستش سالم باشند . و مهاجر كسى است كه از گناهان هجرت و دورى كرده و آن‌چه را كه خدا حرام گردانيده ترك نموده باشد . و بر مؤمن حرام است كه بر مؤمنى ستم كند ، يا او را وا گذارد و يارى نكند ، يا او را غيبت كند ، يا او را به شدّت دفع كند » . 2299 / 20 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از محمد بن سنان ، از مفضّل بن عمر ، از ابوايّوب عطّار ، از جابر روايت كرده است كه گفت : امام محمد باقر عليه السلام فرمود : « جز اين نيست كه شيعيان على عليه السلام بردبارانى هستند دانايان ، كه لب‌هاى ايشان از تشنگى خشكيده ، و رهبانيّت و آثار عبادت در روىهاى ايشان شناخته مىشود » . 2300 / 21 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از حسن بن محبوب ، از عبداللَّه بن سنان ، از معروف بن خَرَّبوُذ ، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود : « اميرالمؤمنين - صلوات اللَّه عليه - در عراق نماز صبح را با مردم به جا آورد ، و چون از نماز فارغ شد ، ايشان را موعظه و نصيحت كرد و از ترس خدا خود گريست و ايشان را گريانيد . بعد از آن فرمود : بدانيد به خدا سوگند كه در زمان خليل خود ، رسول خدا صلى الله عليه و آله ، گروهى چند را ديدم ، و حال آنكه ايشان صبح و شام مىكردند ژوليده و غبارآلوده و شكم‌هاى ايشان به پشت چسبيده بود و در ميان چشم‌هاى ايشان پينه‌ها بود چون زانوهاى بز ، و شب را به روز مىآوردند از براى رضاى پروردگار خويش ، سجده‌كنندگان و ايستادگان . به اين طور در ميان پاىها و پيشانىهاى خود مراوحه مىكردند كه گاهى بر پا ايستاده بودند به عبادت و خواندن آن‌چه در نماز شب در حال قيام در كار است و پيشانى را راحت مىدارند ، و گاهى سجده مىكردند و پاىها را به آسايش مىانداختند « 1 » . و با پروردگار خويش مناجات مىكردند و از آن جنابِ مالك رقاب سؤال مىكردند كه گردن‌هاى ايشان را از بند بندگى آتش آزاد كند
هامش
( 1 ) . و اصل مراوحه گاهى اين كار كردن است و گاهى آن كار ، و به معناى گاهى بدين پاى ايستادن و گاهى بدان پاىايستادن نيز مىباشد . ( مترجم )