تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
على عليه السلام باريك‌ميانان بودند كه شكم‌هاى ايشان از گرسنگى به پشت چسبيده ، و لب‌هاى ايشان از تشنگى خشكيده بود ، و اهل رأفت و مهربانى و علم و بردبارى بودند ، و معروف و مشهور بودند به رهبانيّت ؛ پس اعانت كنيد بر آن‌چه برآنيد به پارسايى و كوشش در عبادت » . 2290 / 11 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از صفوان جمّال روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : « جز اين نيست كه مؤمن كسى است كه چون خشم گيرد ، خشمش او را از حق بيرون نبرد . و چون خشنود گردد ، خشنوديش او را در امر باطل درنياورد . و چون قادر شود ، بيشتر از آن‌چه او را مىرسد فرا نگيرد » . 2291 / 12 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از على بن نعمان ، از ابن‌مسكان ، از سليمان بن خالد ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه حضرت باقر عليه السلام فرمود كه : « اى سليمان ! آيا مىدانى كه مسلمان كيست ؟ » عرض كردم كه : فداى تو گردم ! تو بهتر مىدانى . فرمود كه : « مسلمان كسى است كه مسلمانان از زبان و دست او سالم باشند » . بعد از آن فرمود كه : « آيا مىدانى مؤمن كيست ؟ » سليمان مىگويد كه : عرض كردم : تو بهتر مىدانى . فرمود كه : « مؤمن كسى است كه مسلمانان او را بر مال‌ها و جان‌هاى خويش امين دارند . و بر مسلمان حرام است كه بر مسلمانى ستم كند ، يا او را وا گذارد ، يا او را دفع كند به دفعى كه او را برنجاند » . 2292 / 13 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از حسن بن محبوب ، از ابوايّوب ، از ابوعبيده ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « جز اين نيست كه مؤمن كسى است كه چون خشنود گردد ، خشنوديش او را در گناه و امر باطلى درنياورد . و چون به خشم آيد ، خشمش او را از گفتار حق بيرون نبرد . و كسى است كه چون قدرت به هم رساند ، قدرتش او را بيرون نبرد به سوى اينكه از حد درگذرد و برود به سوى آن‌چه او را سزاوار نباشد » . 2293 / 14 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از پدرش ، از ابوالبخترى كه آن را مرفوع ساخته و گفته است كه : شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود : « مؤمنان آسان و نرم ؛ يعنى ملايم‌طبعان نرم‌خويانند . مانند شترِ الْفَت‌ْگيرنده و رام كه اگر سر آن