تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
عَلَيْهِمْ حَفيظاً » « 1 » ، بدان و آگاه باش ! كه اگر مردى در تمام شب به عبادت قيام نمايد ، و در روز روزه باشد ، و همهء مال خود را تصدّق كند ، و در تمام عمر خويش به حجّ رود ، و ولايت ولىّ خدا را نشناسد ، تا آنكه آن ولىّ را دوست دارد ، و همهء اعمالش به دلالت و رهنمايى ولىّ به سوى آن باشد ، او را بر خدا هيچ حقّى در باب ثواب آن نخواهد بود ، و از اهل ايمان نباشد » . بعد از آن فرمود : « اين گروه نيكوكار از ايشان ، خدا به فضل و رحمت خود او را داخل بهشت مىگرداند » . 1495 / 6 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از صفوان بن يحيى ، از عيسى بن سرّى - يعنى ابو اليسع - روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم : مرا خبر ده به ستون‌هاى دين اسلام كه كسى را نمىرسد كه از شناختن چيزى از آنها كوتاهى كند ، و آنچه هر كس از شناختن چيزى از آن كوتاهى كند ، دينش بر او تباه شود ، و عملش از او مقبول نگردد . و هر كه آنها را بشناسد و به آنها عمل كند ، دينش از برايش درست شود ، و عملش از او مقبول گردد ، و تنگى و گناهى به او نرسد از آنچه در آن است ، به جهت جهالت به چيزى از امور دين كه آن را ندانسته . فرمود : « شهادت دادن است به آنكه خدايى نيست ، مگر خدا ، و ايمان آوردن به اينكه محمد رسول خدا صلى الله عليه و آله است ، و اقرار كردن به آنچه محمد آن را از نزد خدا آورده ، و در اموال حقّى هست كه عبارت است از زكات ، و ولايت و دوستى كه خداى عز و جل به آن امر فرموده ؛ يعنى ولايت آل محمد صلى الله عليه و آله ، كه طاعت و معرفت ايشان است » . راوى مىگويد : به حضرت عرض كردم : آيا در باب ولايت چيزى هست از كتاب و سنّت يا غير آن ، از چيزى ديگر كه عبارت است ازفضل و كمال مخصوصى كه شناخته شود از براى آن ، كه به او متمسّك مىشود ؟ فرمود : « آرى ، خداى عز و جل فرموده است :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
« 2 » . و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : هر كه بميرد در حالى كه امام خود را نشناسد ، مىميرد به روش مردن جاهليت ( كه بر كفر مىمردند ) . و آن كس رسول خدا صلى الله عليه و آله بود و على عليه السلام بود ، و ديگران گفتند كه : معاويه بود . بعد از آن ، امام حسن بود . بعد از آن ، امام حسين بود . و ديگران گفتند كه : يزيد ، پسر معاويه ، بود . و در ميان اين دو
هامش
( 1 ) . نساء ، 80 . ( 2 ) . نساء ، 59 .