تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
منازعه و خصومتش زيبا . مراجعه و بازگشتش خوب و رعنا . از عدل و راستى نگذرد اگر غضب كند ، و از رفق و نرمى دست برندارد اگر طلب كند . بىباكانه خود را در چيزى نيفكند ، و رسوايى و تجبّر و گردنكشى نكند . محبّتش خالى از گرد و غبار ، و عهد و پيمانش محكم و استوار . به عقدى كه بست وفا مىنمايد ، و به ناخنِ بىوفايى گره آن را نمىگشايد . مهربانى است بخشنده ، و بردبارى است فرومايهء بىنام و نشان . سخن بىمصرف و زياد از او نايد ؛ چه هرگز چيزى نگويد ، مگر آن‌چه به كار او آيد . از خداى عز و جل خشنود و در مقام رضامندى ، و با هوا و هوس خويش در محلّ خلاف و نارضامندى است . بر آنكه از او پست‌تر باشد درشتى نكند . در آن‌چه به كارش نيايد فرو نرود . دين اسلام را يارىكننده ، و بدى را از مؤمنان نگاه دارنده ، مسلمانان را كهفى است كه به او پناه برند ، و در جميع حوادثات و بليّات در پناه او روند . ستايش مردمان گوش او را ندرد ، و طمع از ايشان به دلش گزندى نرساند و مجروح نكند . بازى و بازى كردن ، حكمش را نگرداند ، و جاهلِ نادان بر علمش اطّلاع به هم نرساند . بسيار گويد در آن‌چه بايد ، و بسيار كند در آن‌چه شايد . دانا است و آگاه . هوشيار در گاه و بىگاه . سخنش ناسزا نباشد ، و عقلش سبك نباشد . پيوسته پيوند مىدهد بىآنكه درشتى كند . و هميشه بخشش مىكند بىآنكه از حد درگذرد . فريفته نمىشود و بىوفايى نمىكند . و از پى اثرى نمىرود و بر بشرى ستم نمىكند . به آفريدگان خدا مهربان ، و در زمين كار كن و شتابان است . ضعيفِ ناتوان را يارى مىدهد ، و ستمديدهء بيچاره را فريادرسى مىكند . پردهء كسى را نمىدرد ، و رازى را بروز نمىدهد . بسيار زحمت مىكشد . هيچ شكايت نمىكند . اگر خير و خوبى بيند ، آن را ياد نمايد ، و اگر به چشم خويش بدى را ببيند ، آن را بپوشاند . زشتى و عيب را بسى مىپوشد ، و در حفظ الغيب هر كسى مىكوشد . و از سُرسُر درآمدن [ لغزش و سُرخوردن ] مردمان مىگذرد ، و لغزش و خطا را مىآمرزد و درمىگذرد . بر هيچ خيرخواهى اطّلاع به هم نرساند كه آن را وا گذارد ، و پاره‌اى از جور و ستم را ترك نكند تا آن را به اصلاح آورد . امينى است معتمد و محلّ اعتبار ، و مهربانى است محكم و استوار . پرهيزگار پاكيزه ، و پاكى است پسنديده . عذر و بهانه را از هر بنده پذيرد ، و به نيكى ياد كند و بر كسى خُرده نگيرد . و به مردمان گمان نيك برد ، و نفس خويش را بر عيب متّهم كند . در راه خدا دوستى مىكند با دانشمندى و علم ، و در راه خدا آشتى مىبرد با هوشيارى و عزم . شادى يا اندوه ، او را از جا به در نبرد ، و خرّمى و نشاط ، او را سبك و بىوقار نكند . دانا