حاجتهاى خويش دقّت مىكنيد ؛ پس اگر آن كس از شما بپذيرد ، نعمالمطلوب ، و اگر نه ، ، سخن او را در زير پاىهاى خويش در زير خاك كنيد و پيوسته مگوييد كه مىگويد ، و سخن او را نقل مكنيد ؛ چه آن باعث شهرتش مىشود ؛ پس به درستى كه نقل و شهرت آن بر من و شما بار مىشود و باعث اين مىشود كه بر ما حمله كنند . و بدانيد به خدا سوگند كه اگر شما مىگفتيد آنچه من مىگويم ، هر آينه اقرار و اعتراف مىنمودم كه شما اصحاب منيد . اينك ابوحنيفه است كه او را اصحابى چندند . و اينك حسن بصرى است كه او را اصحابى چندند .
و من مردى از قريشم كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله متولّد شدهام و از آن حضرت به وجود آمدهام و كتاب خدا را دانستهام . و در آن بيان هر چيزى هست از ابتداى آفرينش و امر آسمان و امر زمين و امر پيشينيان و امر پسينيان و امر آنچه بوده و آنچه خواهد بود ، كه گويا به سوى آنها مىنگرم و همه در برابر چشم من است » . « 1 »
2269 / 6 . از او ، از احمد بن محمد ، از على بن حكم ، از ربيع بن محمد مسلى ، از عبداللَّه بن سليمان ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه گفت : حضرت به من فرمود كه :
« پيوسته راز ما پوشيده بود ، تا آنكه در دست فرزندان كيسان افتاد ، پس در كوچه و راه و دهات و شهر به آن حديث كردند » .
2270 / 7 . از او ، از احمد بن محمد ، از ابنمحبوب ، از جميل بن صالح ، از ابوعبيدهء حذّاء روايت است كه گفت : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود : « به خدا سوگند كه دوستترين اصحاب من در نزد من ، پارساترين ايشان و دانشمندترين ايشان است ، و آن است كه حديث ما را از همهء ايشان بيشتر كتمان كند . و بدحالترين ايشان در نزد من و كسى كه او را از همهء ايشان زشتتر مىدارم ، كسى است كه چون حديث را بشنود كه به ما نسبت داده مىشود و از ما روايت مىشود ، آن را قبول نكند و از آن درهم گرفته شود و آن را انكار نمايد ، و كسى را كه به آن اعتقاد كرده تكفير كند و به كفر نسبت دهد ، با آنكه او نمىداند ، شايد كه آن حديث از نزد ما باشد و به سوى ما سند باشد ، و به اين سبب از دوستى ما بيرون نباشد » .
هامش
( 1 ) . حاصل مراد آنكه حضرت مىفرمايد كه : اگر شما تقيّه كنيد و آنچه نبايد بگوييد ، نگوييد و آنچه نشايد بكنيد ، نكنيد ، نبايد كه من ، شما را از خود سلب كنم و اقرار نكنم كه شما اصحاب منيد ؛ زيرا كه ابوحنيفه و حسن بصرى اصحاب دارند و نجابت و زادگى [ / نژاد و نسب ] و علمى كه من دارم ايشان ندارند ، و ليكن چون به خلاف تقيّه رفتار مىكنيد ، ناچار بايد كه شما را اصحاب خود نشمارم و انكار كنم . ( مترجم )