به سوى آن وحى فرمايد كه : دوستان مرا به سبب تحفههاى ايشان سزا ده ؛ پس خدمتكاران ، از غلمان و حوران از بهشت بيرون مىآيند و با ايشان طبقههاى چند از مرواريد باشد كه سر آنها را به دستمالها پوشيده باشند . « 1 » و چون دوستان خدا به سوى جهنّم و هول آن و به سوى بهشت و آنچه در آن است نظر كنند ، عقلهاى ايشان پرواز كند و از خوردن سر باز زنند ؛ پس منادى از زير عرش ندا كند كه : خداى عز و جل جهنم را حرام گردانيده بر هر كه از طعام بهشت او بخورد ؛ پس آن قوم دستهاى خويش را مىكشند و به سوى آن طبقهها دراز مىكنند و از آنچه در آنها است مىخورند » .
2206 / 8 . محمد بن يحيى ، از محمد بن احمد ، از محمد بن عيسى ، از محمد بن فضيل ، از ابوحمزه ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « از براى مؤمن بر مؤمن واجب است كه هفتاد گناه كبيره را بر او بپوشاند » .
2207 / 9 . حسين بن محمد و محمد بن يحيى هر دو روايت كردهاند ، از على بن محمد بن سعد ، از محمد بن اسلم ، از محمد بن على بن عدى كه گفت : محمد بن سليمان به زبان قلم من داد « 2 » ، از اسحاق بن عمّار كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « اى اسحاق ! با دوستان من نيكى كن ، آنچه توانى يا در هر زمان كه توانى ؛ زيرا كه هيچ مؤمن با مؤمنى نيكى نكرده و او را اعانت ننموده ، مگر آنكه روى شيطان خراشيده شود و دلش مجروح گردد » .
باب در بيان خدمت مؤمن
89 . باب در بيان خدمت مؤمن « 3 »
2208 / 1 . محمد بن يحيى ، از سلمة بن خطّاب ، از ابراهيم بن محمد ثقفى ، از اسماعيل بن ابان ، از صالح بن ابىالاسود روايت فرموده كه آن را مرفوع ساخته ، از ابوالمعتمر كه گفت :
شنيدم از اميرالمؤمنين عليه السلام كه مىفرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : هيچ مسلمانى نيست كه گروهى از مسلمانان را خدمت كند ، مگر آنكه خدا به او عطا فرمايد مانند شمارهء ايشان ، خدمتكاران در بهشت كه او را خدمت كنند » .
هامش
( 1 ) . شايد معنا اين باشد كه سرپوشهاى آنها از مرواريد باشد ؛ بلكه اين ظاهرتر است . ( مترجم )
( 2 ) . يعنى او گفت و من نوشتم ، مانند املاء .
( 3 ) . و خدمت - به كسرء خاء - ، كارى براى رضا كردن با فروتنى است . ( مترجم )