تا آنكه حضرت ابراهيم عليه السلام با صحيفها [ كتابها ] و عزيمت آمد . « 1 » و بعد از آنكه آمد ، كتاب نوح را وا گذاشت ، نه از روى نگرويدن به آن ؛ بلكه به جهت مصلحت مردمان و زمان ؛ پس هر پيغمبرى كه بعد از ابراهيم آمد ، شريعت و طريقه ابراهيم ، و به صحيفهاى آن حضرت عمل كرد ، تا آنكه حضرت موسى آمد ، با تورات و شريعت و طريقه و عزيمتى كه داشت ، و صحيفهاى ابراهيم را ترك كرد ؛ پس هر پيغمبرى كه بعد از موسى آمد ، به تورات و به شريعت و طريقهء موسى عمل كرد ، تا آنكه حضرت مسيح عيسى بن مريم با انجيل و عزيمت آمد ، و شريعت و طريقهء موسى را ترك نمود ؛ پس هر پيغمبرى كه بعد از مسيح آمد ، به شريعت و طريقهء آن حضرت عمل كرد ، تا آنكه حضرت محمد صلى الله عليه و آله آمد ؛ پس قرآن و شريعت و طريقهء خويش را آورد ، و حلال آن حضرت حلال است تا روز قيامت ، و حرام او حرام است تا روز قيامت » ( كه آنچه را كه آن حضرت حلال يا حرام گردانيده ، بعد از اين تغيير و تبديلى در آن راه نيابد ؛ زيرا كه پيغمبرى بعد از او نمىآيد تا روز قيامت ) .
و حضرت عليه السلام فرمود : « پس اين گروه اولوا العزم ، از رسولاناند عليهم السلام » .
باب در بيان ستونهاى دين اسلام
13 . باب در بيان ستونهاى دين اسلام
1490 / 1 . حديث كرد مرا حسين بن محمد اشعرى ، از معلّى بن محمد زيادى ، از حسن بن على وشّاء كه گفت : حديث كرد ما را ابان بن عثمان ، از فضيل ، از ابوحمزه ، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود : « دين اسلام بر پنج چيز بنا شده : بر نماز و زكات و روزه و حجّ و ولايت اهل بيت . و به چيزى از اينها ندا در داده نشد ، مانند آنچه به ولايت ندا در داده شد » . « 2 »
1491 / 2 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس بن عبدالرحمان ، از عجلان بن ابىصالح روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم : مرا بر حدود ايمان مطّلع گردان .
فرمود : « شهادت دادن است به اينكه خدايى نيست ، مگر خدا ، و اينكه محمد رسول خدا است ، و اقرار كردن به آنچه محمد آن را از نزد خدا آورده ، و نماز پنجگانه و اداى زكات
هامش
( 1 ) . و عزيمت ، دل بر كارى بستن است و آنچه ترك آن نشايد ، به خلاف رخصت . ( مترجم )
( 2 ) . ( چه ، در غدير خم در حضور جميع كثيرى ، به وضعى اظهار آن شد كه همه فهميدند ، با آنچه پيش از آن و بعد از آن اتفاق افتاده ) .