تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
سورهء حمد است ، و به خواتيم سورهء بقره ( كه از
« آمَنَ الرَّسُولُ »
« 1 » است تا آخر ) ، و مفصّل از قرآن ( كه از سورهء جاثيه يا قتال [ / سوره محمد ] يا حجرات است تا آخر آن ) ، و غنيمت و فىء را از براى او حلال گردانيد ، و او را به ترس يارى نمود ( چه رو به هر سمتى كه مى فرمود ، تا شصت منزل مىترسيدند و ترس آن حضرت در دل ايشان مىافتاد ) ، و زمين را از برايش مسجد و پاك‌كننده قرار داد ( كه در هر موضع از آن نماز تواند كرد ، و بر هر جزوى از آن تيمّم مىنمود ، مگر آنچه به دليل بيرون باشد ) ، و او را فرستاد ، فرستادنى عامّ و شامل ، كه هر كسى را فرا گرفت ، و مبعوث بود به سوى سفيد و سياه و جنّ و انس . و جزيه و اسير كردن مشركان و فداء گرفتن « 2 » از ايشان را به او عطا فرمود . بعد از آن ، تكليف شد به چيزى كه هيچ‌يك از پيغمبران به آن مكلّف نشده بودند ، و آن ، اين است كه خدا شمشير برهنه‌اى را كه در غلاف نبود ، از آسمان بر او فرو فرستاد و به آن حضرت فرمود :
« فَقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ »
« 3 » » . و در قرآن
« فَقاتِلْ »
، با فاء است ؛ يعنى : « پس كارزار كن با كافران ، كه تكليف نشدى در باب جهاد ، مگر به فعل نفس خويش » . ( يعنى نه فعل غير خود ؛ زيرا كه از تخلف ديگران از جهاد ، ضررى به تو نمىرسد ؛ بلكه ضرر تو ، به ترك امر جهاد نفس است ؛ پس سبقت نما به جهاد ، اگرچه هيچ‌كس تو را يارى و همراهى نكند ، در آنچه نصرت‌دهنده و ياور و معين تو خداى - تعالى - است ، نه لشكر ) . 1489 / 2 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از عثمان بن عيسى ، از سماعة بن مهران كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم و سؤال نمودم در باب قول خداى عز و جل
« فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ »
« 4 » ؛ يعنى : « پس صبر كن ، چنان كه صبر كردند صاحبان عزم و آهنگ از پيغمبران مرسل » . فرمود : « ايشان ، نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمداند - صلى اللَّه عليه و آله و عليهم - » . عرض كردم : چگونه ايشان اولوا العزم شده‌اند ؟ فرمود : « زيرا كه نوح مبعوث شد با كتاب و شريعتى ، و هر كه بعد از نوح عليه السلام آمد ، به كتاب و شريعت و طريقهء نوح عمل كرد ،
هامش
( 1 ) . بقره ، آيه 285 . ( 2 ) . و فداء - به مدّ و كسر فاء و به قصر و فتح آن - ، مالى است كه از براى خريدن خود داده شود . ( 3 ) . نساء ، 84 . ( 4 ) . احقاف ، 35 .