مىخواهند كه آن حاجت را روا كند . و هرگز سه كس از منكران در جايى جمع نشدهاند ، مگر آنكه ده برابر ايشان از شياطين در آنجا حاضر مىشوند ؛ پس اگر سخن گويند ، شياطين به سخنى كه مانند سخن ايشان باشد تكلّم مىنمايند ، و چون بخندند ، با ايشان مىخندند ، و چون در دوستان خدا افتند و در باب ايشان سخنان بد گويند ، با ايشان موافقت كنند و در ايشان افتند ؛ پس هر كه از مؤمنان به مصاحبت ايشان مبتلى شود ، هرگاه در اين امر فرو روند ، برخيزد ، و شريك شيطان و همنشين او نباشد ؛ زيرا كه چيزى تاب مقاومت با خشم خداى عز و جل [ را ] ندارد ، و در برابر آن نمىتواند ايستاد ، و هيچ چيز لعنت او را رد نمىتوان نمود » پس آن حضرت - صلوات اللَّه عليه - فرمود كه : « اگر نتواند برخيزد ، بايد در دل خويش انكار كند و برخيزد ، و اگرچه به قدر دوشيدن گوسفند يا زمان ميان دو دوشيدن شتر باشد » ( چه در وقت دوشيدن شتر اندكزمانى صبر مىكنند ، و بچّهء آن را سُر مىدهند كه شير خورد تا شتر به شير آيد ) .
2127 / 7 . و به همين اسناد ، از محمد بن سليمان ، از محمد بن محفوظ ، از ابوالمغرا روايت است كه گفت : شنيدم از امام موسىكاظم عليه السلام كه مىفرمود : « چيزى بيشتر از زيارت برادران دينى در راه خدا كه به زيارت يكديگر مىروند ، شيطان و لشكريان او را مغلوب و منكوب نمىگرداند » . و فرمود كه : « دو مؤمن به هم مىرسند و خدا را ياد مىنمايند و فضل ما اهل بيت را ذكر مىكنند ؛ پس به قدر پارهاى گوشت خاييده [ / جويده ] ، گوشت بر روى شيطان باقى نمىماند ، مگر آنكه مىريزد و لاغر مىشود ، تا به مرتبهاى كه روح آن لعين به جهت سختى آنچه از درد مىيابد ، استغاثه و فرياد مىكند كه شايد كسى به فريادش برسد .
بعد از آن فرشتگان آسمان و خازنان بهشتها ، آواز آن ملعون را مىشنوند و او را لعنت مىكنند ، تا آنكه هيچ فرشتهء مقرّبى باقى نمىماند ، مگر آنكه او را لعنت مىكند ؛ پس آن ملعون مىافتد در حالتى كه دور است از آنچه مطلوب او است ، و مانده و رانده شده » .
باب در بيان داخل كردن شادى بر مؤمن
82 . باب در بيان داخل كردن شادى بر مؤمن
2128 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد و محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى و هر دو ، از حسن بن محبوب ، از ابوحمزهء ثمالى كه گفت : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : هر كه مؤمنى را شاد كند ، به