رحمت خدا ايشان را بپوشاند ، و از سر ايشان به در رود و در گرداب درياى مغفرت غرق شوند ؛ پس چون بنشينند و با يكديگر حديث گويند ، فرشتگانى كه نگاهبانان اعمالاند به يكديگر مىگويند كه : بياييد تا از ايشان دور شويم و در گوشهاى رويم ، شايد كه ايشان را رازى باشد كه خواهند با هم بگويند ، و حال آنكه خدا برايشان پوشيده و از براى ايشان پردهاى قرار داده است » . راوى مىگويد كه : عرض كردم : آيا خداى عز و جل نمىفرمايد كه :
« ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ »
« 1 » ؛ يعنى : « آدمى بيرون نمىافكند از دهان خود هيچ سخنى را ، و به چيزى متكلّم نمىشود ، مگر آنكه در نزد او با آن سخن نگهبانى است مهيّا و آماده » .
حضرت فرمود كه : « اى اسحاق ! اگر حافظان اعمال نمىشنوند ، خداى داناى راز مىشنود و مىبيند » . ( حاصل آنكه راوى گمان كرد كه رقيب ، فرشتگان حافظان اعمالاند ، چنان كه اكثر مفسّرين چنين فهميدهاند ، و لهذا بر حضرت اين آيه را ايراد نمود ، و حضرت در جواب فرمود كه : رقيب ، شامل جناب اقدس الهى است ؛ بلكه فىالحقيقه ، رقيبِ حقيقى او است ، كه چيزى بر او پوشيده نمىتواند شد ) .
2106 / 15 . از او ، از اسماعيل بن مهران ، از ايمن بن محرز ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگز با مردى مصافحه نفرمود كه دست خود را بكشد ، تا آنكه آن كس دست خود را از دست آن حضرت مىكشيد » .
2107 / 16 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از حمّاد ، از ربعى ، از زراره ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه گفت : شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود : « به درستى كه خداى عز و جل به وصف درنيايد ، و چگونه به وصف درآيد ، و حال آنكه در كتاب خويش فرموده كه :
« وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ »
« 2 » ؛ پس خدا به اندازهاى وصف نشود ، مگر آنكه از آن بزرگتر باشد . « 3 » و به درستى كه پيغمبر صلى الله عليه و آله به وصف درنيايد ، و چگونه به وصف درآيد بندهاى كه خدا او را به هفت حجاب محجّب ساخته ، و فرمانبردارى او را در زمين چون فرمانبردارى خويش در آسمان قرار داده است « 4 » و فرموده كه :
« ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ
هامش
( 1 ) . ق ، 18 .
( 2 ) . انعام ، 91 .
( 3 ) . - چنان كه در كتاب توحيد تا اينجا ، به سندى ديگر مذكور شد - . ( مترجم )
( 4 ) . و در بعضى از نسخ كافى « در آسمان » ندارد ؛ و معنى اين مىشود كه ، او را در زمين چون خود مطاع گردانيده ، يااطاعت او را چون اطاعت خود ساخته است . ( مترجم )