باب در بيان اينكه با يكديگر برادرى كردن بر دين واقع نشده . . .
74 . باب در بيان اينكه با يكديگر برادرى كردن بر دين واقع نشده ، و آن نيست ، مگر به طور تعارف و آشنايى با يكديگر دادن و يكديگر را شناختن
2054 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از محمد بن سنان ، از حمزة بن محمد طيّار ، از پدرش ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « شما بر اين امر - يعنى تشيّع - برادرى نكرديد ، و جز اين نيست كه بر آن با يكديگر [ فقط ] آشنايى داريد و همديگر را شناختيد » .
2055 / 2 . از او ، از احمد بن محمد ، از عثمان بن عيسى ، از ابنمسكان و سماعه هر دو ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : . . . تا آخر آنچه گذشت .
باب در بيان حقّ مؤمن بر برادرش ، و بيان ادا و رسانيدن حقّ او
75 . باب در بيان حقّ مؤمن بر برادرش ، و بيان ادا و رسانيدن حقّ او
2056 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از على بن حكم ، از سيف بن عميره ، از عمرو بن شمر ، از جابر ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « از جملهء حقِّ مؤمن بر برادر مؤمنش ، آن است كه گرسنگى او را سير گرداند ، و عورتش را بپوشاند ، و اندوه او را از او بر طرف كند ، و قرضش را ادا نمايد ، و چون بميرد ، در اهل و فرزندش خليفه و جانشين او باشد » .
2057 / 2 . از او ، از على بن حكم ، از عبداللَّه بن بكير هَجَرى ، از معلّى بن خنيس ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه گفت : به خدمت آن حضرت عرض كردم كه : حقّ مسلمان بر مسلمان چيست ؟ فرمود كه : « او را هفت حقّ واجب است ، و از آن حقوق حقّى نيست ، مگر آنكه بر او واجب است كه اگر چيزى از آنها را ضائع كند ، از ولايت و دوستى خدا و طاعت آن جناب بيرون مىرود ، و خدا را در او هيچ بهرهاى نباشد » . به آن حضرت عرض كردم كه :
فداى تو گردم ! آن حقوق چيست ؟ فرمود كه : « اى معلّى ! به درستى كه من بر تو مهربانم ، مىترسم كه آنها را ضائع گردانى و نگاه ندارى ، و بدانى و عمل نكنى » . معلّى مىگويد كه : به حضرت عرض كردم كه : هيچ قوّت و توانايى بر طاعت نيست ، مگر به يارى خدا . فرمود كه :
« آسانتر حقّى از آنها ، آن است كه از برايش دوست دارى ، آنچه را كه از براى خويش دوست مىدارى ، و ناخوش دارى از براى او ، آنچه را كه از براى خود ناخوش