روايت است كه فرمود : « هر كه كار خوبى را قصد كند كه به جا آورد ، بايد كه در آن تعجيل كند و آن را به تأخير نيفكند ؛ زيرا كه بنده بسا است كه عمل خيرى را به جا مىآورد ؛ پس خداى - تبارك و تعالى - مىفرمايد كه : تو را آمرزيدم ، و هرگز چيزى از گناه را بر تو نمىنويسم . و هر كه گناهى را قصد كند ، بايد كه آن را به عمل نياورد ؛ زيرا كه بسا است كه بندهاى گناهى مىكند و پروردگار - سبحانه و تعالى - او را مىبيند ؛ پس مىفرمايد كه : به عزّت و جلال خويش سوگند ياد مىكنم كه بعد از اين گناه ، هرگز تو را نمىآمرزم » .
1943 / 7 . على ، از پدرش ، از ابنابىعمير ، از هشام بن سالم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « چون چيزى از خوبى را قصد كنى كه به عمل آورى ، آن را به تأخير مينداز ؛ زيرا كه خداى عز و جل بسا است كه بر بندهاى مطّلع مىشود و مىبيند كه آن بنده مشغول چيزى از طاعت است ، پس مىفرمايد كه : به عزّت و جلال خويش سوگند ياد مىكنم كه بعد از اين طاعت ، هرگز تو را عذاب نمىكنم . و چون گناهى را قصد كردى آن را به عمل مياور ؛ زيرا كه بسا است كه خدا بر بندهاى مطّلع مىشود و مىبيند كه آن بنده مشغول چيزى از معصيت است ؛ پس مىفرمايد كه : به عزّت و جلال خويش سوگند ياد مىكنم كه بعد از اين معصيت ، تو را هرگز نمىآمرزم » .
1944 / 8 . ابوعلى اشعرى ، از محمد بن عبدالجبّار ، از ابنفضّال از ابوجميله ، از محمد بن حمران ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « چون يكى از شما عمل خير يا بخششى را قصد كند ، پس به درستى كه در جانب راست و چپ او دو شيطان باشند كه او را وسوسه كنند ، پس بايد كه مبادرت كند و آن را به عمل آورد ، تا شيطانها او را از آن امر باز ندارند » .
1945 / 9 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از محمد بن سنان ، از ابوالجارود روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود : « هر كه چيزى را از خوبى قصد كند ، بايد كه در آن تعجيل نمايد ؛ زيرا كه هر چيزى كه تأخير در آن باشد ، شيطان را در آن مهلتى هست » .
1946 / 10 . محمد بن يحيى ، از محمد بن حسين ، از على بن اسباط ، از علا ، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود : « به درستى كه خدا خوبى را بر اهل دنيا گران گردانيده ، مانند گرانى آن در ترازوهاى اعمال ايشان در روز
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 369
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٦٩