ايشان است . بعد از آنكه فرستاده خبر آورد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : بار خدايا ! مال و فرزند او را بسيار گردان . بعد از آن به گوسفندچرانى گذشت ، و كسى را به سوى آن شبان فرستاد كه از او شير طلب كند ؛ پس شبان آنچه را كه در پستانهاى گوسفندان بود ، از براى او دوشيد ، و آنچه شير در ظرفش بود ، در ظرف رسول خدا صلى الله عليه و آله سرنگون كرد و در آن ريخت ، و آن را با يك گوسفند به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله فرستاد و گفت كه : اينك ، آن چيزى است كه در نزد ما بود ، و اگر خواسته باشى زيادتر به تو دهيم ، تو را زيادتر مىدهيم » . حضرت فرمود كه : « پس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : بار خدايا ! او را به قدر كفاف روزى ده . بعضى از اصحاب پيغمبر صلى الله عليه و آله به آن حضرت عرض كرد كه : يا رسول اللَّه ! از براى آنكه تو را رد كرد ، دعا كردى به دعايى كه ما همه آن را دوست مىداريم و مىخواهيم ، و دعا كردى از براى آنكه حاجتت را روا كرد ، به دعايى كه ما همه آن را ناخوش داريم و نمىخواهيم . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : به درستى كه آنچه كم باشد و كفايت كند ، بهتر است از آنچه بسيار باشد و اين كس را مشغول گرداند .
بار خدايا ! محمد و آلمحمد را به قدر كفاف روزى ده » .
1935 / 5 . از او ، از پدرش ، از ابوالبخترى ، از امام جعفر صادق صلى الله عليه و آله روايت است كه فرمود :
« به درستى كه خداى عز و جل مىفرمايد كه : بندهء مؤمن من اندوهناك مىشود اگر نفقه را بر او تنگ كنم ، و حال آنكه آن تنگگيرى او را به من نزديكتر مىگرداند ، و بندهء مؤمن من شاد مىشود اگر بر او توسعه و گشادى دهم و روزى او را فراخ گردانم ، با آنكه آن توسعه او را از من دور تر مىگرداند » .
1936 / 6 . حسين بن محمد از احمد بن اسحاق ، از بكر بن محمد ازدى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « خداى عز و جل فرموده است كه : از جملهء خوشحالترين دوستان من در نزد من ، و آنكه مردم بيشتر بايد بر او غبطه برند ، بندهء مؤمنى است كه صاحب بهره و بخت باشد ، از صلاح و شايستگى و عبادت پروردگار . خويش را نيكو كند ، و خدا را در نهانى عبادت كند ، و در ميان مردم گمنام باشد كه به انگشتان به سويش اشاره نشود و انگشتنما نباشد ، و روزيش به قدر كفاف باشد و بر آن صبر كند ، و مرگ او را بشتاباند و ميراثش كم و گريهكنندگان بر او اندك باشند » .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 365
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٦٥