تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
بر آن‌چه نمىداند - . عرض كرد كه : اگر نادان‌تر باشم از آنكه خواهم او را اعانت كنم و تعليم دهم . فرمود : پس زبان خويش را خاموش كن ، مگر از خوبى . آيا تو را شاد نمىگرداند ، آن يك خصلت از اين خصلت‌ها در تو باشد و تو را بكشد به سوى بهشت ؟ » . 1825 / 6 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از سهل بن زياد ، از جعفر بن محمد اشعرى ، از ابن‌قداح ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « لقمان به پسرش فرمود كه : اى فرزند دلبند من ! اگر گمان مىكنى كه سخن از نقره است ، خاموشى از طلا است » . 1826 / 7 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از حلبى روايت كرده كه آن را مرفوع ساخته و گفته است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « زبان خود را نگاه دار ، كه آن صدقه‌اى است كه آن را بر نفس خويش تصدّق مىكنى » . بعد از آن فرمود كه : « هيچ بنده‌اى حقيقت را نمىشناسد ، تا زبان خويش را نگاه دارد » . 1827 / 8 . على بن ابراهيم روايت كرده است ، از پدرش و محمد بن اسماعيل ، از فضل بن شاذان و هر دو ، از ابن‌ابىعمير ، از ابرهيم بن عبدالحميد ، از عبداللَّه بن على حلبى ، از امام جعفر صادق عليه السلام در قول خداى عز و جل :
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ »
« 1 » كه آن حضرت فرمود : « يعنى : زبان‌هاى خويش را باز داريد از سخن گفتن » . و ترجمهء ظاهر آيه اين است كه : « آيا نظر نكردى به سوى آنان كه گفته شد به ايشان ، كه باز داريد دست‌هاى خويش را ؟ ! » . ( و بنابر تفسير حضرت عليه السلام از قبيل ذكر مسبّب است و ارادهء سبب ، چه جنبانيدن زبان موجب جنبانيدن دست است . ) 1828 / 9 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از حلبى روايت كرده كه آن را مرفوع ساخته و گفته است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « نجات و رهايى مؤمن در نگاه داشتن زبان او است » . 1829 / 10 . يونس ، از مثنّى ، از ابوبصير روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود : « ابوذر - عليه‌الرحمة - مىگفت : اى جويندهء علم ! به درستى كه اين زبان كليد هر خوبى و كليد هر بدى است ؛ پس مهر گذار بر زبان خويش ، چنان كه بر طلا و نقرهء خويش مهر مىگذارى » .
هامش
( 1 ) . نساء ، 77 .