تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
از براى من باشد ، در مقابل خوارى نفس من . و هيچ جرعه‌اى را ننوشيدم كه دوست‌تر باشد به سوى من ، از جرعه‌اى خشمى كه صاحب آن را به آن سزا ندهم » . 1810 / 13 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد ، از وشّاء ، از مثنّى حنّاط ، از ابوحمزه كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : « هيچ جرعه‌اى كه بنده آن را فرو خورد ، دوست‌تر نيست به سوى خدا ، از جرعهء خشمى كه آن را فرو خورد ، در نزد گرديدن آن در دلش « 1 » ، يا به صبر و شكيبايى ، يا به حلم و بردبارى » . باب در بيان حلم و بردبارى

55 . باب در بيان حلم و بردبارى

1811 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از احمد بن محمد بن ابىنصر ، از محمد بن عبيداللَّه روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام رضا عليه السلام كه مىفرمود : « مرد ، عابد نمىباشد تا حليم باشد . و به درستى كه در ميانهء بنىاسرائيل بنا چنين بود كه چون مردى عبادت مىنمود ، او را عابد نمىشمردند ، تا آنكه ده سال پيش از آن سكوت مىكرد » . 1812 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از على بن نعمان ، از ابن‌مسكان ، از ابوحمزه روايت كرده است كه گفت : مؤمن كسى است كه عمل خود را به حلم بياميزد . مىنشيند از براى آنكه بداند ، و سخن مىگويد از براى آنكه بفهمد ، و امانت خويش را به آشنايان خود خبر نمىدهد ، و شهادتى كه دارد از دشمنان خويش نمىپوشد ، و چيزى از حق را از ريا و ديدن مردم به جا نمىآورد ، و آن را به جهت حيا ترك نمىكند . اگر مردم او را به پاكى ياد كنند و مدح و ثنا گويند ، از آن‌چه مىگويد ، بترسد ، و از خدا آمرزش طلبد از آن‌چه ايشان نمىدانند ، و گفتار آنكه احوال او را نمىداند او را گول نزند ، و از احصا و ضبط آن‌چه عمل نموده ، به غايت بترسد . 1813 / 3 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از ابن‌فضّال ، از ابن‌بكير ، از زراره ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « حضرت على بن الحسين صلى الله عليه و آله مىفرمود : مرا به شگفت مىآورد و خوشم مىآيد كه حلم مرد او را دريابد ، در هنگامى كه خشم مىگيرد » . 1814 / 4 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از على بن
هامش
( 1 ) . يعنى بالا و پايين رفتن خشم و پايدارى در برابر امضا و بيرون دادن آن . ( مترجم )
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 297 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى