تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
1800 / 3 . از او ، از على بن نعمان و محمد بن سنان ، از عمّار بن مروان ، از امام موسى كاظم عليه السلام روايت است كه فرمود : « صبر كن بر اذيّت دشمنانِ نعمت‌ها ؛ زيرا كه تو هرگز نمىتوانى كه سزا دهى كسى را كه در حقِّ تو خدا را نافرمانى كرده است ، به چيزى كه بهتر باشد ، از آنكه خدا را در حقّ او فرمانبردارى كنى » . 1801 / 4 . از او ، از محمد بن سنان ، از ثابت مولاى آل‌حريز ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « فرو خوردن خشم از دشمن در زمان دولت‌هاى ايشان ، تقيّه و هوشيارى است ، از براى كسى كه آن را فرا گيرد و به آن عمل كند . و كناره‌جويى است ، از متعرّض شدن بلاء و زحمت در دنيا ، و عناد دشمنان در زمان دولت‌هاى ايشان . و منازعه و مخاصمهء با ايشان در غير تقيّه ، ترك كردن امر خدا است ؛ پس با مردمان نيكو معامله كنيد ، كه همان از براى شما در نزد ايشان پرورش مىيابد و نشو و نما مىنمايد ، و با ايشان دشمنى مكنيد ، كه ايشان را بر گردن‌هاى خويش بار و سوار مىكنيد ، و به اين سبب ذليل و خوار مىشويد » . 1802 / 5 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از بعضى از اصحاب خويش ، از مالك بن حصين سكونى روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « هيچ بنده‌اى نيست كه خشمى را فرو خورد ، مگر آنكه خداى عز و جل عزّت او را در دنيا و آخرت زياد كند . و خداى عز و جل فرمود كه :
« وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ »
« 1 » ؛ يعنى : « و ديگر پرهيزگاران آنانند كه فرو مىخورند خشم را ، و آنان كه عفو مىكنند از مردمان ، و ترك مىكنند عقوبت كسى را كه مستحقّ عقوبت باشد . و خدا دوست مىدارد نيكوكاران را » . و حضرت فرمود كه : « خدا او را به جاى اين خشمى كه داشته ثواب مىدهد » . 1803 / 6 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از اسماعيل بن مهران ، از سيف بن عميره كه گفت : حديث كردم آنكه از امام جعفر صادق عليه السلام شنيده بود كه مىفرمود : « هر كه خشمى را فرو خورد ، و چنان باشد كه اگر خواهد آن را روان گرداند ، و به مقتضاى آن عمل نمايد ، تواند كه آن را جارى سازد ، خدا در روز قيامت دل او را پر كند از خوشنودى خويش » .
هامش
( 1 ) . آل عمران ، 134 .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 293 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى