كه مىفرمود : « هرگز دو گروه در جنگ به هم نرسيدند ، مگر آنكه هر يك از ايشان كه عفو ايشان بزرگتر و بيشتر بود ، منصور و مظفّر شدند . و خدا ايشان را بر گروه ديگر يارى كرد » .
1796 / 9 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از ابنفضّال ، از ابنبكير ، از زراره ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « زن يهوديّهاى كه گوسفند بريان را از براى پيغمبر صلى الله عليه و آله زهرآلود ساخته بود ، به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آوردند . به آن زن فرمود :
چه تو را داشت ، بر آنچه كردى ؟ عرض كرد : با خود گفتم كه اگر پيغمبر باشد ، او را زيانى نرساند ، و اگر پادشاه باشد ، مردم را از او در راحت و آسايش اندازم » . حضرت باقر عليه السلام فرمود : « پس رسول خدا صلى الله عليه و آله از او عفو فرمود » .
1797 / 10 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از عمرو بن شمر ، از جابر ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « سه چيز است كه خدا به آنها چيزى را غير از عزّت ، از براى مرد مسلمان نمىافزايد : يكى اعراض كردن و گذشتن از انتقام كسى كه بر او ستم كرده ، و ديگرى عطا كردن به كسى كه او را محروم ساخته ، و سيم پيوند كردن با كسى كه از او بريده باشد » .
باب در بيان فرو خوردن خشم
54 . باب در بيان فرو خوردن خشم
1798 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابنابىعمير ، از هشام بن حكم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : حضرت على بن الحسين عليهما السلام مىفرمود :
« دوست نمىدارم كه شتران سرخمو از براى من باشد ، در مقابلِ خوارى نفس من . و هيچ جرعهاى را ننوشيدم كه دوستتر باشد به سوى من ، از جرعهاى خشمى كه صاحب آن را به سبب آن سزا ندهم » . ( و جرعه - به ضمّ جيم و سكون راء - : مقدار يك بار آشاميدن از آب است و امثال آن ) .
1799 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از محمد بن سنان و على بن نعمان ، از عمّار بن مروان ، از زيد شحّام ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود :
« خوب جرعهاى است خشم از براى كسى كه بر آن صبر كند ؛ زيرا كه مزد بزرگ از بلاى بزرگ حاصل مىشود . و خدا هيچ گروهى را دوست نداشته ، مگر آنكه ايشان را آزمايش نموده ، و به بلايى مبتلى فرموده است » .