تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
نفرموده ؛ خواه آن نعمت كوچك باشد و خواه بزرگ ، كه آن بنده گفته باشد كه : الْحَمْدُلِلَّهِ ، مگر آنكه شكر آن نعمت را به جا آورده است » . 1729 / 15 . ابوعلى اشعرى ، از عيسى بن ايّوب ، از على بن مهزيار ، از قاسم بن محمد ، از اسماعيل بن ابوالحسن ، از مردى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هر كه خدا نعمتى را بر او انعام كند ، پس آن نعمت را به دل خويش بشناسد ، به حقيقت كه شكر آن را به جا آورده است » . 1730 / 16 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن‌ابىعمير ، از منصور بن يونس ، از ابوبصير روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : « به درستى كه مردى از شما شربت آبى مىنوشد ، بعد از آن خدا را حمد مىكند ؛ پس خدا از برايش به همان شربتِ آب ، بهشت را واجب مىگرداند » . بعد از آن فرمود كه : « كسى ظرف آب را مىگيرد و آن را بر دهان خويش مىگذارد و بسم اللَّه مىگويد و آب مىنوشد ؛ پس آن ظرف را از دهان دور مىسازد با آنكه هنوز سيراب نشده و خواهش آن دارد ؛ پس خدا را حمد مىكند و برمىگردد و مىنوشد ، و باز آن از دهان دور مىسازد و خدا را حمد مىكند و باز مىگردد و مىنوشد ، و باز آن را دور مىسازد و خدا را حمد مىكند ؛ پس خداى عز و جل به آن شربتِ آب ، بهشت را از برايش واجب مىگرداند » . 1731 / 17 . ابن‌ابىعمير ، از حسن بن عطيّه ، از عمر بن يزيد روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه : من از خداى عز و جل سؤال كردم كه مرا مالى روزى كند ؛ پس مرا روزى كرد . و خدا را سؤال كردم كه مرا فرزندى روزى كند ؛ پس مرا فرزندى روزى كرد . و از او سؤال كردم كه مرا خانه‌اى روزى كند ؛ پس مرا روزى كرد . و مىترسم كه اين اعطا بر سبيل استدراج باشد كه اندك اندك به ازدياد نعمت مرا به عقوبت خود نزديك گرداند . فرمود كه : « به خدا سوگند كه با حمد خدا استدراج نخواهد بود » . 1732 / 18 . حسين بن محمد ، از معلىّ بن محمد ، از وشّاء ، از حمّاد بن عثمان روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام از مسجد بيرون آمد و اسب آن حضرت گم شده بود . فرمود كه : « اگر خدا آن را به من برگرداند ، خدا را شكر مىكنم چنان كه حقّ شكر او باشد » . راوى مىگويد كه : درنگى نفرمود كه آن اسب را به خدمتش آوردند . فرمود : « الحمد اللَّه » . كسى به آن حضرت عرض كرد كه : فداى تو گردم ! آيا نفرمودى كه خدا را شكر مىكنم