تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
ابوجميله ، از محمد حلبى ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « خداى - تبارك و تعالى - فرموده است كه : بندهء من اظهار دوستى ننموده به سوى من ، به چيزى كه دوست [ داشتنى ] تر باشد از آن‌چه بر او واجب گردانيده‌ام » . باب در بيان يكسان شدن عمل و مداومت بر آن

41 . باب در بيان يكسان شدن عمل و مداومت بر آن

1662 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن‌ابىعمير ، از حمّاد ، از حلبى روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « چون مردى بر كارى از كارهاى خير باشد ، بايد كه يك سال پيوسته بر آن باشد ، بعد از آن اگر خواسته باشد ، به سوى غير آن منتقل شود ، و اين امر براى آن است كه در شب قدر ، در سالى كه مشغول آن عمل است ، آن‌چه خدا خواهد كه باشد ، خواهد بود » . 1663 / 2 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از حمّاد بن عيسى ، از حريز ، از زراره ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه گفت : آن حضرت فرمود : « دوست [ داشتنى ] ترين اعمال به سوى خداى عز و جل ، عملى است كه بنده بر آن مداومت كند ، و اگرچه كم باشد » . 1664 / 3 . ابوعلى اشعرى ، از عيسى بن أيّوب ، از على بن مهزيار ، از فضالة بن ايوّب ، از معاويّة بن عمّاد ، از نجيّه ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هيچ چيز به سوى خداى عز و جل دوست [ داشتنى ] تر نيست از عملى كه بر آن مداومت شود ، و اگرچه كم باشد » . 1665 / 4 . از او ، از فضالة بن ايّوب ، از معاوية بن عمّار ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « حضرت على بن الحسين - عليهماالسّلام - مىفرمود كه : من دوست مىدارم كه مداومت كنم بر عمل ، و اگرچه اندكى باشد » . 1666 / 5 . از او ، از فضاله ، از علا ، از محمد بن مسلم ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه فرمود : « حضرت على بن الحسين - صلوات اللَّه عليهما - مىفرمود كه : من دوست مىدارم كه بر پروردگارِ خويش وارد شوم ، و عملم برابر و يكسان باشد ، كه پيوسته آن را به جا آورده باشم و بر آن مداومت كرده باشم » . 1667 / 6 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد ، از محمد اسماعيل ، از جعفر بن بشير ، از عبدالكريم بن عمرو ، از سليمان بن خالد كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 227 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى