تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
روزى را نمىراند كه به او برساند ، و ناخوش داشتن آنكه ناخوش دارد ، آن را باز نمىگرداند . و اگر يكى از شما از روزى خويش بگريزد ، چنان چه از مرگ مىگريزد ، هر آينه روزيش او را دريابد و به او رسد ، چنان چه مرگ او را دريابد » . بعد از آن فرمود : « به درستى كه خدا به نهايت عدل خويش ، روز خوش و خوشى را در يقين و رضا قرار داده ، و غم و اندوه را در ناخشنودى و شكّ مقرّر فرموده است » . 1569 / 3 . ابن‌محبوب ، از هشام بن سالم روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مى فرمود : « به درستى كه عمل هميشه‌اى كه پيوسته آن را به جا آورد و كم باشد و با يقين باشد ، بهتر است در نزد خدا از عمل بسيارى كه از روى يقين نباشد » . 1570 / 4 . حسين بن محمد ، از معلىّ بن محمد ، از وشّاء ، از ابان ، از زراره ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « اميرالمؤمنين عليه السلام بر بالاى منبر فرمود : كسى مزهء ايمان را نمىيابد ، تا آنكه بداند كه آنچه به او رسيده ، چنان نبود كه از او درگذرد ، و آنچه از او درگذشته ، چنان نبود كه به او برسد » . 1571 / 5 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن‌ابىعمير ، از زيد شحّام ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه : « اميرالمؤمنين عليه السلام در نزد ديوارى نشست كه ميل كرده بود ، و در ميان مردم حكم مى فرمود . بعضى ازايشان عرض كرد : در زير اين ديوار منشين ؛ چرا كه ، آن رخنه برداشته و شايد كه خراب شود . اميرالمؤمنين - صلوات اللَّه عليه - فرمود كه : اجل مَرد و مدّتى كه از براى حياتش مقدّر و مقرّر شده ، او را پاسبانى مىكند و نگاه مىدارد . و چون برخاست ، آن ديوار فرود آمد » . و حضرت [ صادق ] فرمود كه : « اميرالمؤمنين چنان بود كه مكرّر اين و امثال اين را مىكرد و يقين ، اين است » . 1572 / 6 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از احمد بن محمد بن ابىنصر ، از صفوان جمّال كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از قول خداى عز و جل :
« وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما »
؛ يعنى : « و امّا ديوار ، پس بود از براى دو پسرِ بىپدر كه در شهر انطاكيه مىباشند ، و بود در زير آن ديوار ، گنجى از براى آنها » . حضرت فرمود كه : « بدان و آگاه باش كه آن گنج ، طلا و نقره نبود . جز اين نيست كه آن گنج ، چهار سخن بود و آنها اين است كه : خدايى نيست مگر من . هر كه يقين به مرگ
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 171 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى