تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
« سزاوار است مؤمن را كه هشت خصلت در او باشد : يكى آنكه در نزد امورى كه موجب اضطراب و بىآرامى است ، آرميده باشد . دويم آنكه در نزد بلاء بسيار صابر باشد . سيم آنكه در نزد وسعت و خوشحالى به غايتِ شكر باشد . چهارم آنكه قناعت كند به آنچه خدا او را روزى كرده . پنجم آنكه بر دشمنان ستم نكند . ششم آنكه بار خويش را بر دوش دوستان خويش و آشنايان بار نكند . هفتم آنكه بدنش از او در رَنج و تعب باشد . هشتم آنكه مردم از او در راحت و خوشى و آسايش باشند . به درستى كه علم ، دوست مؤمن است و حلم ، وزير او و عقل ، پادشاه لشكرهاى او و نرمى و مدارايى ، برادر او و نيكى ، پدر او است » . 1540 / 2 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از نوفلى ، از سكونى ، از امام جعفر صادق ، از پدرش عليهما السلام روايت كرده است كه فرمود : « اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : ايمان را چهار ركن است : يكى توكّل كردن بر خدا ؛ دويم تفويض كردن هر كارى به خدا ؛ سيم خوشنود بودن به قضاى خدا ؛ چهارم تسليم كردن از براى امر خداى عز و جل و منقاد بودن كه از آن سر باز نزند » . 1541 / 3 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از پدرش ، از آنكه او را ذكر كرده ، از محمد بن عبدالرحمان بن ابىليلى ، از پدرش ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « شما شايستگان نمىباشيد تا بشناسيد . . . » تا آخر آنچه در باب « معرفت امام و ردّ به سوى او » مذكور شد . 1542 / 4 . از او ، از پدرش ، از سليمان جعفرى ، از ابوالحسن حضرت امام رضا ، از پدرش عليهما السلام روايت است كه فرمود : « در بعضى ازجنگ‌هاى رسول خدا صلى الله عليه و آله گروهى به نزد آن حضرت آمدند . فرمود : شما كيستيد ؟ عرض كردند كه : ما مؤمنانيم ، يا رسول اللَّه ! فرمود : ايمان شما به كجا رسيده و اندازهء آن چه قدر است ؟ عرض كردند كه : صبر كردن در نزد بلاء و زحمت ، و شكر كردن در نزد رخا و وسعت ، و رضا به قضاى خداى . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : ايشان بردبارانى چندند ، دانايان كه نزديك است كه به جهت دانشمندى ، پيغمبران باشند . اگر شما چنان چه وصف مىكنيد باشيد ، پس آنچه را كه در آن ساكن نمىشويد ، مسازيد ، و آنچه را كه نمىخوريد ، جمع مكنيد .
« وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ »
« 1 » ؛ يعنى : « و بپرهيزيد از خدايى كه به سوى او برگردانيده مىشويد » .
هامش
( 1 ) . مائده ، 96 .