در آن ذكر شده از احكام ، و فرو فرستاديم در آن آيتهاى روشن را كه واضحة الدّلالة است بر مقصود . شايد كه شما پند پذير شويد و از محرّمات الهى بپرهيزيد . و از جملهء آنچه در آن است ، اين است كه مرد زناكننده كه محصن نباشد ( و زن زناكننده ) ، بزنيد هر يك از اين دو را صد تازيانه . و بايد كه فرا نگيرد شما را نسبت به ايشان ، مهربانى و شفقت در دين خدا و طاعت او ، اگر چنان هستيد كه ايمان داريد به خدا و روز آخر كه روز قيامت است . و بايد كه حاضر شوند عذاب ايشان را - كه عبارت است از اجراى حدّ خدا بر ايشان - ، گروهى از مؤمنان كه بر وقت اقامهء آن طائفهاى از ايشان حضور داشته باشند ( اگرچه يك مؤمن باشد ) » .
1519 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از محمد بن اسماعيل ، از محمد بن فضيل ، از ابوالصّبّاح كنانى ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « به اميرالمؤمنين عليه السلام عرض شد : آيا كسى كه گواهى دهد به آنكه خدايى نيست ، مگر خدا ، و آنكه محمد رسول خدا صلى الله عليه و آله است ، مؤمن باشد ؟ فرمود : پس واجباتى كه خدا قرارداد فرموده در كجا است ؟ ! »
و ابوالصّبّاح مىگويد : و نيز از آن حضرت شنيدم كه مىفرمود : « على عليه السلام مكرّر مىفرمود :
اگر ايمان ، سخن - يعنى شهادتين - مىبود ، روزه و نماز و حلال و حرام در آن فرود نمىآيد » .
و نيز مىگويد : به خدمت امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم : در نزد ما گروهى هستند كه مىگويند : چون كسى شهادت دهد كه خدايى نيست ، مگر خدا ، و آنكه محمد رسول خدا صلى الله عليه و آله است ، مؤمن است . فرمود : « پس چرا حدود بر ايشان جارى مىشود و ايشان را حدّ مىزنند ؟
و چرا دستهاى ايشان بريده مىشود ؟ و خداى عز و جل خلقى را نيافريده كه بر او از مؤمن گرامىتر باشد ؛ زيرا كه فرشتگان خدمتكاران مؤمناناند . و به درستى كه همسايگى خدا از براى مؤمنان ، و بهشت از براى مؤمنان ، و حورالعين از براى مؤمنان است » . بعد از آن فرمود :
« چيست باك آنكه واجبات را انكار مىكند ، و حالش چون است كه كافر مىباشد » ؛ يعنى اگر ايمان محض شهادتين باشد ، نبايد كه منكِر واجباتْ كافر باشد ، و حال آنكه او را كافر مىدانند .
1520 / 3 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از سلام جعفى روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از ايمان . فرمود : « ايمان آن است كه خدا اطاعت شود و هيچ نافرمانى نشود » .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 107
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٠٧