1430 / 10 . محمد بن يحيى روايت كرده است از احمد بن محمد ، از محمد بن سنان ، از عبدالصّمد بن بشير ، از حكيم - مؤذّن ابن عيسى - ( و در رجال ، مؤذّن بنى عيس است ) كه گفت : سؤال كردم از امام جعفر صادق عليه السلام از قول خداى تعالى
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى »
« 1 » حضرت صادق عليه السلام اشاره كرد به آرنجهاى خويش كه بر زانوهاى مباركش گذاشته بود و به دست خود اشاره نمود و فرمود : « به خدا سوگند كه آن ، بهره و مالى است كه روز به روز عايد مىشود ، مگر آنكه پدرم شيعيان خود را در حلّ قرار داد و ايشان را حلال كرد تا پاك و پاكيزه باشند » .
1431 / 11 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عُمير ، از حسين بن عثمان ، از سَماعه روايت كرده است كه گفت : امام موسى كاظم عليه السلام سؤال كردم از خمس كه در چه چيز مىباشد ؟
فرمود : « در هر چه به مردم رسد و عايد ايشان شود ؛ خواه كم باشد و خواه بسيار » .
1432 / 12 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن عيسى بن يزيد كه گفت : نوشتم كه : فداى تو گردم ، مرا تعليم مىدهى كه فايدهاى كه خمس در آن واجب است ، چه چيز است و اندازهء آن چيست ؟ خدا تو را باقى بدارد ، آيا صلاح تو هست كه بر من به بيان آن منّت گذارى ؟ تا آنكه بر حرام نمانده باشم در حالى كه نماز و روزهء من درست نباشد . در جواب نوشت كه : « فايده از هر چيزى است كه به تو رسد و عايد گردد در باب تجارت و خريد و فروش از سود و انتفاع آن و در كشت كردن و كسب كردن بعد از وضع آنچه ادا كردن آن واجب باشد ، يا جايزه » ( يعنى : صله و بخشش كه به اين كس رسد ) .
1433 / 13 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از ابن ابى نصر كه گفت : به امام محمد تقى عليه السلام نوشتم كه : خمس را پيش از مؤونت و اخراجات بيرون كنم ، يا بعد از مؤونت ؟ در جواب نوشت كه : « بعد از مؤونت » .
1434 / 14 . احمد بن محمد ، از على بن حَكم ، از على بن ابى حمزه ، از ابو بصير ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هر چيزى كه بر آن جنگ و كارزار واقع شده باشد ، با گواهى دادن به اينكه خدايى نيست ، مگر خدا كه جامع جميع صفات كمال است و به اينكه محمد رسول و فرستادهء خداست ، البتّه خمس آن از براى ما است و از براى كسى
هامش
( 1 ) . انفال ، 41 .