منزلى كوفه ) . تتمهء حديث آنكه : مهدى به حضرت عرض كرد كه : همهء اينها فدك است ؟
فرمود : « آرى ، يا امير المؤمنين ، اينها همه فدك است . به درستى كه همهء آنچه مذكور شد ، از آن چيزى است كه اهل آن بر رسول خدا اسب و شترى نتاختهاند و جنگ نكردهاند » . مهدى گفت :
اين بسيار است و در اين باب فكرى بكنم .
1426 / 6 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از على بن حَكم ، از على بن ابى حمزه ، از محمد بن مسلم كه گفت : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود :
« انفال ، زيادتى است كه خدا از براى پيغمبر قرار داد فرموده و در سورهء انفال بريدن بينى است » ( يعنى : مخالفان را ذليل مىگرداند و خوار و بىمقدار مىسازد ) .
1427 / 7 . احمد ، از احمد بن محمد بن ابى نصر ، از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده است كه گفت : از آن حضرت سؤال شد از قول خدا
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى »
« 1 » و به آن حضرت عرض شد كه : آنچه از براى خداست ، از براى كيست ؟ فرمود : « از براى رسول صلى الله عليه و آله و آنچه از براى رسول بود ، همان از براى امام عليه السلام است » .
پس به آن حضرت عرض شد كه : مرا خبر ده كه اگر نوعى از انواع بيشتر و قسمى از اقسام كمتر باشد ، با آن چه بايد كرد ؟ فرمود كه : « اين امر ، مفوّض است به امام » و فرمود : « مرا خبر ده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله چه مىكرد ؟ آيا نه چنين بود كه به طورى كه صلاح مىديد عطا مىفرمود » و فرمود كه : « امام نيز همچنين است » .
1428 / 8 . على بن ابراهيم بن هاشم ، از پدرش ، از ابن ابى عُمير ، از جميل بن درّاج ، از محمد بن مسلم ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه از آن حضرت سؤال شد از معدنهاى طلا و نقره و آهن و قلع و روى ، فرمود : « كه بر آنها خمس واجب است » .
1429 / 9 . على ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از جميل ، از زراره روايت كرده است كه گفت :
امام ، جارى مىگرداند آنچه را كه شرط فرموده از قراردادى كه با كسى نموده و زياده مىدهد و عطا مىفرمايد آنچه را كه خواسته باشد ، پيش از آنكه حصّهها واقع نشود و تقسيم اتّفاق افتد و رسول خدا صلى الله عليه و آله جنگ كرد با دشمنان ، به مدد گروهى از باديهنشينان كه از براى ايشان در غنيمت كافران بهرهاى قرار نداده بود و اگر مىخواست ، آن را در ميان ايشان تقسيم مىفرمود » .
هامش
( 1 ) . انفال ، 41 .