تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
روايت كرده‌اند . باب در بيان اشاره و نصّ بر ابى عبداللَّه حضرت جعفر بن محمد صادق

70 . باب در بيان اشاره و نصّ بر ابى عبداللَّه حضرت جعفر بن محمد صادق - / صلوات اللَّه عليهما - /

793 / 1 . حسين بن محمد ، از مُعلّى بن محمد ، از وشّاء ، از ابان بن عثمان ، از ابوالصّباح كِنانى روايت كرده است كه گفت : حضرت امام محمد باقر عليه السلام نظر فرمود به امام جعفر صادق عليه السلام كه مىرفت ، فرمود كه : « اين را مىبينى ؟ اين از جملهء كسانى است كه خداى عزّوجلّ فرموده كه :
« وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ »
« 1 » ، يعنى : و مىخواهيم كه منّت گذاريم بر آنان كه ضعيف و ناتوان شمرده شدند در زمين ، و بگردانيم ايشان را پيشوايان در امر دين ( و داعيان مردم به خير و صلاح تا در خيرات و مَبرّات به ايشان اقتدا كنند ) و بگردانيم ايشان را وارثان » ( كه از پيغمبران و رسولان ميراث برند ) . 794 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از ابن ابى عمير ، از هشام بن سالم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « چون پدرم را هنگام وفات رسيد ، فرمود كه : اى جعفر ، تو را وصيّت مىكنم در باب اصحاب خود به خير و خوبى . من عرض كردم كه : فداى تو گردم به خدا سوگند كه ايشان را وا مىگذارم در حالى كه مردى از جملهء ايشان در شهر باشد ، پس نبايد كه از كسى سؤال كند » ( يعنى : همه را چنان كنم كه دانا باشند به امر دين كه نبايد از كسى مسئلهء دين خود را بپرسند ) . 795 / 3 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از هِشام بن مثنّى ، از سَدير صيرفى روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود : « به درستى كه از نيك بختى مرد ، آن است كه او را فرزندى باشد كه مانند خُلق و خُوى و خَلق و شمايل و شكل او در آن فرزند ، معروف و معلوم گردد ( يعنى : در سيرت و صورت مانند او باشد ) . و به درستى كه من خُلق خوى و شكل و شمايل خود را مىشناسم از همين پسرم » . و مقصود آن حضرت ، حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بود . 796 / 4 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد ، از على بن حكم ، از طاهر كه گفت : در نزد امام محمد باقر عليه السلام بودم كه حضرت صادق عليه السلام مىآمد ، امام
هامش
( 1 ) . قصص ، 5 .