تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
براى شما در آن چيزى نيست و اگر از براى شما در آن چيزى مىبود ، پدرم آن را به من تسليم نمىفرمود ، و در آن صندوق ، سلاح رسول خدا صلى الله عليه و آله و كتاب‌هاى آن حضرت بود » . 790 / 2 . محمد بن يحيى ، از عمران بن موسى ، از محمد بن حسين ، از محمد بن عبداللَّه ، از عيسى بن عبداللَّه ، از پدرش ، از جدّش روايت كرده است كه گفت : حضرت على بن الحسين عليه السلام به سوى فرزندان خود التفات فرمود و آن حضرت در كار مردن بود ، و همه ايشان در نزد آن حضرت جمع بودند . بعد از آن ، به جانب محمد بن على التفات نمود و فرمود كه : « اى محمد ، اين صندوق را ببر به حجرهء خود » . راوى مىگويد كه : دينار و درمى در آن نبود ، و ليكن پر بود از علم . 791 / 3 . محمد بن حسن ، از سهل ، از محمد بن عيسى ، از فَضالة بن ايّوب ، از حسين بن ابى العلاء از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت : شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود : « عمر بن عبدالعزيز به ابن حزم نوشت كه : دفتر صدقات و موقوفات على و عمر و عثمان را به سوى او فرستد ، و ابن حزم فرستاد به نزد زيد بن حسن - / كه به حسب سنّ از همهء بنىهاشم بزرگ‌تر بود - / و او را از دفتر صدقه سؤال نمود . زيد در جواب گفت كه : والى بعد از على ، حسن بود و بعد از حسن ، حسين و بعد از حسين ، على بن الحسين ، و بعد از على بن الحسين ، محمد بن على است . پس به سوى او بفرست و ابن حزم به سوى پدرم فرستاد ، و پدرم مرا با آن كتاب به سوى او فرستاد تا آن‌كه آن را به ابن حزم تسليم نمودم » . بعد از آن ، بعضى از كسان ما به آن حضرت عرض كرد كه : فرزندان امام حسن عليه السلام ، اين را مىشناسند ؟ ( و مىدانند كه امامت با اولاد امام حسين است و اولاد امام حسن را در آن بهره‌اى نيست ) . فرمود : « آرى ، چنانچه شما مىشناسيد كه اين زمان شب است ، و ليكن حسد ايشان را بر اين مىدارد و اگر حق را طلب مىكردند ، هر آينه از براى ايشان بهتر بود ، و ليكن ايشان دنيا را مىطلبند » . 792 / 4 . حسين بن محمد ، از مُعلّى بن محمد ، از حسن بن على وشّاء ، از عبدالكريم بن عمرو ، از ابن ابى يعفور روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « عمر بن عبدالعزيز به ابن حزم نوشت » پس مثل آنچه را كه گذشت ذكر كرده ، مگر آن‌كه گفته كه : « ابن حزم به نزد زيد بن حسن فرستاد و زيد از پدرم بزرگ‌تر بود » . چند نفر كه از اصحاب ما روايت كرده ، از احمد بن محمد ، از وشّاء مثل اين را
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 75 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى