درستتر است . ان شاءاللَّه . و آن حضرت عليه السلام وفات فرمود در طوس در دهى كه آن را سَناباد مىگويند و دورى آن از نوقان به قدر يك خواندن است ( كه يكى ديگرى را بخواند و آواز كند . و در بعضى از نسَخ كافى ، موقان به ميم است و شايد كه آن معرّب نوقان باشد ) . و آن حضرت عليه السلام در سَناباد مدفون شد و مأمون او را از مدينهء طيّبه بيرون آورده بود به سوى مرو از راه بصره و فارس ، و چون مأمون از مرو بيرون آمد و به جانب بغداد سفر كرد ، آن حضرت را با خود بيرون برد و در عرض راه در اين ده وفات فرمود . و مادر آن حضرت كنيزى است كه او را امّ البنين مىگفتند .
1298 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از ابن محبوب ، از هشام بن احمر روايت كرده است كه گفت : امام موسى كاظم عليه السلام به من فرمود كه : « آيا دانستى كه كسى از اهل مغرب آمده باشد ؟ » عرض كردم : نه ، فرمود : « بلى ، مردى آمده است . پس با ما روانه شو تا برويم » ، و سوار شد و من با آن حضرت سوار شدم و رفتيم تا به آن مرد رسيديم ، ديديم كه مردى است از مردم مدينه و كنيزانى چند با اوست . من به آن مرد گفتم كه : كنيزان خود را به من بنما ، پس هفت كنيز را به ما نمود و هر يك را كه مىآورد حضرت امام موسى عليه السلام مىفرمود كه : « مرا در اين حاجتى نيست و اين را نمىخواهم » . پس فرمود كه : « كنيز ديگر به ما بنما » . بنده فروش عرض كرد كه : ديگر كنيزى در نزد من نيست ، مگر يك كنيز بيمار . حضرت فرمود كه : « تو را چه زيان مىرسد اگر آن را به ما بنمايى ؟ » بنده فروش بر آن امر ابا و امتناع كرد و كنيز را ننمود .
پس حضرت بازگشت ، بعد از آن در فرداى آن روز مرا فرستاد و فرمود كه : « به آن بنده فروش بگو كه : آخر قيمتى كه در باب اين كنيز در نظر دارى چند است و به چند كمتر نمىفروشى ؟ و چون بگويد كه چنين و چنين ( يعنى : قيمت آن كنيز را معين كند ) ، بگو كه : من او را به اين قيمت گرفتم » .
راوى مىگويد كه : پس من به نزد آن مرد آمدم و آنچه را كه حضرت به من فرموده بود ، گفتم . گفت كه : من اراده نكردهام كه او از فلان مبلغ كمتر بفروشم . من گفتم كه : او را به اين مبلغ گرفتم . گفت كه : اين كنيز از براى تو ، و ليكن مرا خبر ده كه آن مردى كه ديروز همراه تو بود كه بود ؟ گفتم كه : مردى است از بنىهاشم . گفت : از كدام بنىهاشم ؟ گفتم كه : بيشتر از اين در نزد من نيست ( و زياده بر اين قدر ، معرفت ندارم ) . گفت : تو را از اين كنيز خبر دهم . به درستى كه
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 669
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٦٩