تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
فرمود كه : « چون من با او احسان كنم ، و رعايت صلهء رحم در باب او به جا آورم ، و او در باب من قطع صلهء نمايد ، خدا عمر او را قطع مىكند و او را مىكشد » . بعد از آن ، بالشى از پوست را برداشت كه سه هزار درم درست بىعيب در آن بود ، و فرمود كه : « اين را نيز به او بده » . على مىگويد كه : پس من به سوى محمد بيرون آمدم ، و صد دينار اوّل را به او دادم به همان شاد شد ؛ شادى سختى ، و عموى خود را دعا كرد ، بعد از آن صد دينار دويم و سيم را به او دادم ، چنان شاد شد كه من گمان كردم كه البته از ارادهء سفر بر مىگردد و به سوى بغداد بيرون نخواهد رفت . پس سه هزار درم را به او دادم و او به همان راه به خطّ مستقيم رفت تا بر هارون داخل شد و بر او به خلافت سلام كرد ( كه گفت : السّلام عليك ايّها الخليفة ) . و گفت كه : گمان نداشتم كه در زمين دو خليفه باشد تا آن‌كه عمويم موسى بن جعفر را ديدم كه بر او سلام مىشود به خلافت . پس هارون صد هزار درم به سوى او فرستاد و خدا او را به آزار ذُبَحَه مبتلى گردانيد . « 1 » ( تتّمه حديث : ) پس محمد به درمى از آن صد هزار درم نظر نكرد و دست بر آن نگذاشت . 1297 / 9 . سعد بن عبداللَّه و عبداللَّه بن جعفر هر دو روايت كرده‌اند ، از ابراهيم بن مهزيار ، از برادرش على بن مهزيار ، از حسين بن سعيد ، از محمد بن سنان ، از ابن مُسكان ، از ابوبصير كه گفت : روح مطهّر حضرت موسى بن جعفر عليه السلام قبض شد و آن حضرت پنجاه و چهار ساله بود ، در سال صد و هشتاد و سيم از هجرت ، و بعد از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام سى و پنج سال زنده بود .

121 . باب در بيان مولد ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام

حضرت امام رضا عليه السلام متولّد شد در سال صد و چهل و هشتم از هجرت ، و قبض روح مطهّر آن حضرت عليه السلام شد در ماه صفر از سال دويست و سيم ، و آن حضرت در آن هنگام پنجاه و پنج ساله بود . و در تاريخ آن حضرت اختلاف شده است ، مگر آن‌كه اين تاريخ از همهء آنچه در تاريخ آن حضرت گفته‌اند ، راست‌تر و
هامش
( 1 ) . و ذُبَحه ، به ضمّ ذال و فتح با ، بر وزن هُمَزه ، خَناق است و آن ، دردى است كه در گلو پيدا مىشود و گلو را مىگيرد ولا محاله كشنده است ، و لهذا آن را ذُبَحه مىگويند ، يعنى : سر برنده . ( مترجم )
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 667 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى