تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
و بر ما در كتاب خويش قصّه نموده ، پس آيا آن را فهميده‌اى ؟ » عرض كرد : آرى و امروز كه از هر روز تازه‌تر است ، آن را خوانده‌ام . حضرت فرمود كه : « در اين هنگام ، از اين مجلس برنخيزى تا خدا تو را هدايت فرمايد » . آن ترسا عرض كرد كه : نام مادر من به زبان سُريانى و به لغت عربى چه بود ؟ حضرت فرمود كه : « نام مادرت به زبان سُريانى ، عنقاليه بود ، و عنقوره نام جدّهء پدرى تو بود ، و امّا نام مادرت به لغت عربى ، مَيَّه است » . « 1 » و حضرت فرمود كه : « امّا نام پدرت ، عبدالمسيح است ( يعنى : بندهء مسيح ) و عبدالمسيح به لغت عربى ، عبداللَّه است ، يعنى : بندهء خدا و مسيح ( يعنى : عيسى عليه السلام ) را بنده‌اى نيست » . ترسا عرض كرد كه : راست گفتى و خوب فرمودى ، پس بفرما كه نام جدّ من چه بود ؟ فرمود كه : « نام جدّت ، جبرئيل عليه السلام بود و آن ، به زبان عربى ، به معنى عبدالرّحمان است ( يعنى : بندهء خداوند مهربان ) و او را در همين مجلس خويش نام بردم » . عرض كرد كه : جدّم مسلمان بود ؟ حضرت امام موسى عليه السلام فرمود : « آرى و كشته شد در حالى كه شهيد راه خدا بود ، و لشكرى چند بر او داخل شدند و او را در منزل خودش از روى مكر و حيله كشتند ، و آن لشكرها از اهل شام بودند » . عرض كرد كه : نام من ، پيش از كُنيَتم چه بود ؟ فرمود كه : « نام تو عبدالصّليب بود » ( يعنى : بندهء صليب « 2 » ) . عرض كرد كه : تو مرا به چه نام مىنامى ؟ فرمود كه : « من تو را عبداللَّه نام مىگذارم » . ترسا گفت كه : من ايمان آوردم به خداى بزرگ و گواهى دادم كه خدايى نيست ، مگر خدا در حالتى كه يگانه است و او را شريكى نيست و تنها و پناه نيازمندان است ، و چنان نيست كه ترسايان او را وصف مىكنند ، و نه چنانچه جهودان او را شرح مىنمايند ، و نه نوعى از نوع‌هاى شرك مانند مجسّمِه و مشبِهّه و امثال ايشان . و شهادت مىدهم كه محمد ، بنده و رسول اوست كه او را به راستى و درستى فرستاد ، پس آن حضرت حقّ را از براى اهل آن ظاهر و آشكار نمود و كج‌روان تبه‌روزگار از آن كور شدند و آن را نديدند . و شهادت مىدهم كه آن حضرت رسول خدا بوده است به سوى همهء مردمان كه خدا او را فرستاده به سوى
هامش
( 1 ) . و ميّه ، به تشديد ياى حطّى ، از نام‌هاى زنان است و اهل لغت معنى آن را بيان نكرده‌اند . ( مترجم ) ( 2 ) . و صليب ، چَليپا است كه ترسايان در گردن كنند و بر خود بياويزند . ( مترجم )
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 647 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى