و حضرت حسن به على عليهم السلام دفن شدند ، مدفون گرديد . و مادرش امّ فروه ، دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر است ، و مادر امّ فروه ، أسماء دختر عبدالرحمان پسر ابوبكر است .
1281 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از عبداللَّه بن احمد ، از ابراهيم بن حسن روايت كرده است كه گفت : حديث كرد مرا وَهْيب بن حَفْص ، از اسحاق بن جرير و گفت كه :
امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « سعيد بن مسيّب و قاسم بن محمد بن ابىبكر و ابو خالد كابلى ، از معتمدين حضرت على بن الحسين عليه السلام بودند بعد از آن فرمود كه : مادرم از آنها بود كه ايمان آورده و پرهيزگار گرديده و نيكوكار بودند .
« وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ »
« 1 » ، يعنى : و خدا نيكوكاران را دوست مىدارد » .
و فرمود كه : « مادرم گفت كه : پدرم فرمود كه : اى امّ فروه ، به درستى كه من خدا را مىخوانم و دعا مىكنم از براى گناهكاران شيعيان خود در شبانهروزى هزار مرتبه ؛ زيرا كه ما در آنچه به ما مىرسد از مصيبتها ، صبر مىكنيم بر آنچه مىدانيم از ثواب خدا ، و مىدانيم كه در آخر چه خواهد شد ، و ايشان صبر مىكنند بر آنچه نمىدانند » .
1282 / 2 . بعضى از اصحاب ما ، از ابن جمهور ، از پدرش ، از سليمان بن سماعه ، از عبداللَّه بن قاسم ، از مفضّل بن عمر روايت كرده است كه گفت : ابو جعفر منصور دوانيقى به سوى حسن بن زيد - / كه از جانب او حاكم بود بر مكّه و مدينه - / ، فرستاد كه خانهء جعفر بن محمد را به آتش زن ؛ در حالى كه جعفر در خانه باشد . پس حسن بن زيد آتش در خانهء امام جعفر صادق عليه السلام افكند ، و آتش در درِ خانه و دهليز گرفت . امام جعفر صادق عليه السلام بيرون آمد و پا در آن آتش گذاشت ، و در آن راه مىرفت و مىفرمود : « منم پسر اصلها و ريشههاى خاك ، و منم پسر ابراهيم خليل اللَّه » .
1283 / 3 . حسين بن محمد ، از معلّى بن محمد ، از برقى ، از پدرش ، از آنكه او را ذكر كردهاند ، از رُفَيد - غلام پسر يزيد بن عمر بن هُبَيره - روايت كرده است كه گفت : ابن هبيره بر من غضب كرد و در باب من سوگند ياد نمود كه مرا بكشد ، پس من از پيش او گريختم و پناه بردم به امام جعفر صادق عليه السلام و خبر خود را به آن حضرت اعلام كردم . به من فرمود كه :
هامش
( 1 ) . آل عمران ، 134 .