او را با رسول خدا صلى الله عليه و آله دفن كنند . عائشه بيرون آمد در حالتى كه بر ياوران خود پيشى گرفته بود ، و بر استر زيندارى سوار بود . و اوّل زنى كه در اسلام بر زين سوار شد او بود . پس گفت كه : پسر خويش را از خانه من دور كنيد ؛ زيرا كه جائز نيست كه در خانهء من دفن شود ، و پردهء حرمت رسول خدا صلى الله عليه و آله دريده شود .
حضرت امام حسين عليه السلام به عائشه فرمود كه : در چندين سال پيش از اين ، تو و پدرت پردهء رسول خدا صلى الله عليه و آله را دريديد و هتك حرمت او كرديد . و تو اى عائشه ، داخل گردانيدى در خانهء رسول ، كسى را كه آن حضرت نزديكى او را دوست نمىداشت . به درستى كه خداى تعالى تو را اى عائشه از اين سؤال خواهد كرد » .
783 / 2 . محمد بن حسن و على بن محمد ، از سهل بن زياد ، از محمد بن سليمان ديلمى ، از بعضى از اصحاب ما ، از مفضّل بن عمر ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كردهاند كه فرمود : « چون حضرت حسن بن على عليه السلام را هنگام وفات رسيد ، فرمود كه : اى قنبر ، بنگر كه آيا از پسِ درِ خويش ، مؤمنى را از غير آل محمد عليهم السلام مىبينى ؟ ( و بعضى گفتهاند كه : مراد از اين نظر ، نظر باطنى است ، نه به چشم سر ؛ زيرا كه قنبر از اصحاب اسرار بود ) . پس قنبر عرض كرد كه : خدا و رسول و پسر رسول او به اين امر از من داناترند . حضرت فرمود كه : محمد بن على ( يعنى : ابن حنفيّه را ) براى من بطلب .
قنبر مىگويد كه به نزد محمد بن على رفتم ، چون بر او داخل شدم ، گفت : آيا حادثهاى رو داده ؟ و انشاءاللَّه چيزى واقع نشده باشد ، مگر خير و خوبى . عرض كردم كه : ابا محمد ، حضرت امام حسن عليه السلام را اجابت كن كه تو را طلبيده . محمد به تعجيل برخاست و با آنكه بند نعلينش گسسته بود ، آن را نبست و با من بيرون آمد و همه جا مىدويد تا به خدمت آن حضرت رسيد . چون در پيش روى آن حضرت ايستاد ، سلام كرد . حضرت حسن بن على عليه السلام به محمد فرمود : بنشين كه مثل تو نبايد كه غايب باشد از شنيدن سخنى كه مردگان به آن زنده مىشوند ، و زندگان به آن مىميرند . شما ظرفهاى علم و چراغهاى راه هدايت باشيد . پس به درستى كه روشنى روز بعضى از آن ، از بعضى روشنتر است ( چه ساعات آن تفاوت دارد ) .
آيا نمىدانى كه خداى تبارك و تعالى فرزندان ابراهيم را ائمّه قرار داده ، و بعضى از ايشان را بر بعضى زيادتى داده ؟ و داود عليه السلام را زبور عطا فرموده و مىدانى آنچه را كه محمد صلى الله عليه و آله را به آن برگزيده و مخصوص گردانيده .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 61
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦١