پس رو به سوى امام حسن عليه السلام آورد و فرمود كه : « اى فرزند دلبند من ، او را يك ضربت بزن به جاى يك ضربت كه بر من زده ، و گناهكار مشو » ( يعنى : كارى مكن در اين باب كه موجب گناه باشد ؛ چنانچه گذشت ) . باب در بيان اشاره به سوى حضرت حسين بن على
781 / 7 . محمد بن يحيى ، از على بن حسن ، از على بن ابراهيم عقيلى روايت كرده كه آن را مرفوع مىساخت و گفت كه : عقيلى گفت : چون ابن ملجم - عليه اللّعنة - امير المؤمنين عليه السلام را ضربت زد ، امير المؤمنين به امام حسن عليه السلام فرمود كه : « اى فرزند عزيز من ، چون من بميرم ، ابن ملجم را بكش و در كُناسهء كوفه از براى او گودالى بكن » - و عقيلى آن موضع را وصف نمود كه جايىبود بر در طاق المحامل كه موضع كبابى وكلّهفروشى وكلّهپزى بود - و حضرت فرمود :
« بعد از آن ، آن ملعون را در آن گودال انداز ؛ كه آن واديى است از وادىهاى جهنّم » .
67 . باب در بيان اشاره به سوى حضرت حسين بن على عليهما السلام
782 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از بكر بن صالح روايت كرده ؛
و كلينى رضى الله عنه مىگويد : و چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از ابن زياد ، از محمد بن سليمان ديلمى ، از هارون بن جَهم ، از محمد بن مسلم كه گفت : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود : « چون حضرت حسن بن على عليه السلام را هنگام وفات رسيد ، به حضرت امام حسين عليه السلام فرمود كه : اى برادر من ، تو را يك وصيّت مىكنم ، پس آن را حفظ كن . چون من بميرم ، مرا مهيّا ساز ( يعنى : غسل ده و كفن و حنوط كن ) بعد از آن مرا ببر به نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله تا آنكه با آن حضرت عهد را تازه كنم . پس مرا برگردان به سوى مادرم ، بعد از آن ، مرا برگردان و در قبرستان بقيع دفن كن . و بدان كه زود باشد كه از عائشه به من رسد آنچه خدا و خلق زشتى كردار او ( و بنابر بعضى از نسخ ، دشمنى او ) را بدانند ، و بدانند كه با خدا و رسول او ، عداوت دارد و با ما اهل بيت دشمنى دارد .
و چون قبض روح مطهّر آن حضرت شد ، او را بر روى تختى گذاشتند و بردند به مصلّاى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، كه آن حضرت در آنجا بر مردگان نماز مىكرد ، پس حضرت امام حسين عليه السلام بر او نماز كرد ، و جنازه را برداشتند ، و داخل مسجد رسول صلى الله عليه و آله كردند ، و چون آن حضرت را محاذى قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله باز داشتند ، جاسوسى به نزد عائشه رفت ( و بعضى گفتهاند كه مروان بن حكم - عليهما اللّعنة - بود ) پس به او گفت كه : اينها حسن را آوردهاند براى آنكه