117 . باب در بيان مولد حضرت على بن الحسين عليهما السلام
حضرت على بن الحسين عليه السلام ، متولّد شد در سال سى و هشتم از هجرت ، و قبض روح مطّهرش در سال نود و پنجم بود . و آن حضرت را در آن وقت پنجاه و هفت سال بود و مادرش ، دختر يزدجرد پسر شهريار پسر شيرويه پسر خسرو ابرويز است . « 1 » ( تتّمهء عبارت كلينى رضى الله عنه : ) و يزدجرد ، آخر پادشاهان فُرس بود .
1269 / 1 . حسين بن حسن حسنى رحمه الله و على بن محمد بن عبداللَّه هر دو روايت كردهاند ، از ابراهيم بن اسحاق احْمر ، از عبدالرّحمان بن عبداللَّه خزاعى ، از نصر بن مُزاحم ، از عمرو بن شمر ، از جابر ، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود : « چون دختر يزدجرد به نزد عمر آمد ، همهء دختران باكرهاى كه در مدينه بودند ، به جهت تماشاى او بر در و بام دويدند ، و چون داخل مسجد مدينه گرديد ، مسجد از نورِ روى او روشن شد . چون عمر به جانب او نظر كرد ، روى خود را پوشيد و گفت : اوف بى روز بادا هُرمز ( يعنى : زندگى بر هرمز حرام باشد كه فرزندش اسير تو گردد ، و تو خواسته باشى كه او را ببينى ) .
عمر گفت كه : آيا اين دختر مرا دشنام مىدهد ؟ و خواست كه او را اذيّت كند ، امير المؤمنين عليه السلام به عمر فرمود كه : تو را نمىرسد كه با او اين نوع سلوك كنى ، و او را اذيّت رسانى . او را مخيّر گردان كه مردى از مسلمانان را اختيار كند ، و او را در عوض حصّهاى كه از غنيمت دارد ، حساب كن . پس عمر او را مخيّر گردانيد و چون مخيّر شد ، آمد تا دست خود را بر سر حضرت امام حسين عليه السلام گذاشت ، امير المؤمنين عليه السلام فرمود كه : نام تو چيست ؟ عرض كرد كه : جهان شاه ( يعنى : پادشاه جهان ) فرمود : بلكه تو شهر بانويهاى ( يعنى : بانوى شهر خودى ) . بعد از آن ، به امام حسين عليه السلام فرمود كه : يا ابا عبداللَّه ، البته از براى تو از اين دختر فرزندى متولّد خواهد شد كه بهترين اهل زمين باشد .
بعد از آن حضرت على بن الحسين عليه السلام را زاييد و على بن الحسين را ابن الخيرتين مىگفتند ( يعنى : پسر دو برگزيده ) پس برگزيدهء خدا از سلسلهء عرب هاشم است و از
هامش
( 1 ) . و أبرَويز به فتح اوّل و سيم و سكون دويم و پنجم و كسر واو ، بر وزن زنجبيل ، به معنى فيروز است ؛ چنانچه بعضى گفتهاند . و ظاهر اين است كه معرّب پرويز است ، و در فرهنگ مؤيّد الفضلاء مذكور است كه خسرو ، نام پرويز شاه بن هرمز شاه بن نوشيروان است . و در قاموس گفته است كه : ابرويز به فتح واو و كسر آن و ابرواز ، پادشاهى است از پادشاهان فُرس . ( مترجم )