بود از قبيلهء بنى سعد ) مطّلع شد ، و پيغمبر را به او تسليم فرمود كه دايهء آن حضرت باشد » .
1219 / 28 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از هشام بن سالم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « داستان ابوطالب ، چون داستان اصحاب كهف است كه ايمان را پنهان نمودند و شرك را ظاهر كردند ، و به اين سبب خدا ايشان را دو مرتبه مزد داد » .
1220 / 29 . حسين بن محمد و محمد بن يحيى ، از احمد بن اسحاق ، از بكر بن محمد ازدى ، از اسحاق بن جعفر ، از پدرش عليه السلام روايت كردهاند كه به آن حضرت عرض شد كه :
سنّيان گمان مىكنند كه ابوطالب كافر بوده است . فرمود : « دروغ گفتند ؛ چگونه مىشود كه كافر باشد ، با آنكه مىگويد :
ا لم تعلموا أنّا وَجَدنا محمداً * نبيّا كموسى خطّ فى أوّل الكتاب »
يعنى : « آيا ندانستيد كه ما يافتيم محمد را پيغمبر مانند موسى كه نوشته شده است در ابتداى كتابهاى آسمانى » . ( يعنى : اوصاف آن حضرت در كتابهاى آسمانى مدوّن و مسطور است ) .
و در حديث ديگر چنين است كه : « چگونه مىشود كه كافر باشد ، با آنكه مىگويد :
لقد عَلِمُوا انَّ ابننا لا مُكذَّب * لدينا ولا يعبأ بقيل الأباطل
و أبيضُ يُستستقى الغَمام بوجهه * ثمال اليتامى عصمة للامِلِ ؟ »
يعنى : « هر آينه به حقيقت دانستند كه پسر ما ( يعنى : محمد صلى الله عليه و آله ) در نزد ما چنان نيست كه او را به دروغ نسبت داده باشيم ، و بايد كه باك نشود به گفتار بيهوده يا بيهودهگويان و در آن فكر نشود . و نيز دانستند كه پسر ما سفيد و سفيدرويى است كه به آبروى او از ابر آب خواسته مىشود . و اوست كه فريادرس يتيمان است ( كه ايشان را به نيكىهاى خود كفايت مىكند ) و كسى است كه بيچارگان ، از مردان و زنان را نگاهدارى مىنمايد » ( و از چيز ناپسند باز مىدارد . و ممكن است كه معنى اين باشد كه آن حضرت پناه بيوه زنان است ) .
1221 / 30 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از هشام بن حكم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « در بين اينكه پيغمبر صلى الله عليه و آله در مسجد الحرام تشريف داشت ، و بر آن حضرت جامههاى نو بود ( كه تازه آن را پوشيده بود ) ، ناگاه مشركان مكّه بچهدان شتر را بر آن حضرت انداختند ، و جامههاى آن حضرت را به آن بسيار آلوده و كثيف