و چون فصل بهار باشد از براى شهرها و زمينها . و خدا فرو فرستاد به سوى او كتابى را كه در آن بيان و تبيان هر چيزى هست
« قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ »
« 1 » ، يعنى : در حالتى است كه آن قرآنى است به لغت عرب ، غير صاحب كجى و آن را فرو فرستاد تا باشد كه ايشان بپرهيزند از كفر و انواع عصيان » ( و در بعضى از نسَخ كافى ، به جاى
يَتَّقُونَ
، يعقلون است و آن ، درست نيست ، مگر آنكه بر سبيل اقتباس باشد ) .
و حضرت فرمود كه : « آن را از براى مردم بيان فرمود ، و آشكار نمود به علمى كه آن را تفصيل داد ، و دينى كه آن را روشن ساخت ، و واجباتى كه آن را واجب گردانيد ، و حدودى چند كه آنها را قرار داد از براى مردم و آنها را بيان فرمود ، و امورى چند كه آنها را از براى آفريدگان خويش روشن و هويدا نمود ، و دلالت به سوى نجات و نشانها كه مردم را به سوى رهنمايان مىخواند ، در آنها آشكار كرد .
پس رسول خدا صلى الله عليه و آله آنچه را كه به آن فرستاده شده بود ، به مردم رسانيد ، و آنچه را كه به آن مأمور بود ظاهر گردانيد ، و آنچه را كه بر او بار شده بود ، از بارهاى سنگين پيغمبرى ، به منزل رسانيد ، و به جهت رضاى پروردگار خويش ، صبر و شكيبايى ورزيد ، و در راه آن جناب ، با دشمنان دين جهاد فرمود ، و امّت خود را نصيحت و خيرخواهى كرد ، و ايشان را به سوى نجات خواند ، و بر ياد خدا بر انگيخت ، و ايشان را بر راه هدايت دلالت كرد ، به راههاى راست و داعيان چند ( يعنى : ائمّه ) كه اساس و اصل آن را از براى بندگان محكم ساخت ، و منادى چند كه نشانههاى آن را از براى ايشان برافراشت ، تا آنكه بعد از آن حضرت ، گمراه نشوند و به ايشان رؤف و رحيم بود » ( كه نهايت مهربانى نسبت به ايشان داشت ) .
1209 / 18 . محمد بن يحيى ، از سعد بن عبداللَّه ، از جماعتى از اصحاب ما ، از احمد بن هلال ، از اميّة بن على قيسى ، روايت كرده است كه گفت : حديث كرد مرا دُرست بن ابى منصور ، كه از امام موسى كاظم عليه السلام سؤال كرد كه : آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله محجوج به ابىطالب و مغلوب حجّت او بود ( كه ابوطالب حجّت باشد بر آن حضرت ) ؟
حضرت فرمود : « نه ، و ليكن ابوطالب چنان بود كه وصاياى عيسى در نزد او به امانت سپرده شده بود ، پس آنها را به محمد صلى الله عليه و آله تسليم نمود » . درست مىگويد كه : عرض كردم :
هامش
( 1 ) . زمر ، 28 .