چيزى را كه آفريد ، محمد و عترت او را كه راهنمايندگان و راهيافتگانند ، آفريد . پس ايشان اشباح نور بودند در نزد خدا » .
عرض كردم كه : اشباح چيست ؟ فرمود : « سايهء نور ، يعنى : بدنهاى نورانى بىروح . و آن حضرت به يك روح مؤيّد بود كه خدا او را به آن روح تقويت فرموده بود و آن ، روح القدس بود كه آن حضرت و عترتش به آن ، خدا را مىپرستيدند و از براى همين ، ايشان را بردباران و دانايان و نيكوكاران و برگزيدگان آفريد كه خدا را پرستش مىكنند به نماز و روزه و سجود و تسبيح و تهليل و نمازهاى واجبى ، و سنّتى را مىگذارند و حجّ مىكنند و روزه مىگيرند » .
1202 / 11 . على بن محمد و غير او ، از سهل بن زياد ، از محمد بن وليد - يعنى : شباب صيرفى - از مالك بن اسماعيل نَهْدى ، از عبدالسّلام بن حارث ، از سالم بن ابى حفصه عِجلى ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كردهاند كه فرمود : « سه چيز در رسول خدا صلى الله عليه و آله بود كه در كسى غير از آن حضرت نبود : يكى آنكه آن حضرت را سايه نبود ، و ديگر آنكه در راهى نمىگذشت كه كسى بعد از دو روز يا سه روز در آن بگذرد ، مگر آنكه معلوم مىشد كه آن حضرت در آن راه گذشته به جهت بوى خوشى كه داشت ، و سيم آنكه به هيچ سنگ و درختى نمىگذشت ، مگر آنكه براى او سجده مىكردند و تعظيم مىنمودند » .
1203 / 12 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از احمد بن محمد بن ابىنصر ، از حمّاد بن عثمان ، از ابوبصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « چون رسول خدا را به معراج بردند ، جبرئيل آن حضرت را به جايى رسانيد و او را واگذاشت . پيغمبر فرمود كه : اى جبرئيل ، مرا بر اين حال وا مىگذارى ؟ جبرئيل عرض كرد كه : برو ، پس به خدا سوگند ، كه به جايى پا گذاشتى كه هيچ انسانى در آن پا نگذاشته و هيچ بشرى پيش از تو در آن راه نرفته » .
1204 / 13 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از حسين بن سعيد ، از قاسم بن محمد جوهرى ، از على بن ابىحمزه كه گفت : ابوبصير از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كرد و من حاضر بودم و عرض كرد كه : فداى تو گردم ، چند مرتبه رسول خدا صلى الله عليه و آله را به معراج بردند ؟ فرمود : « دو مرتبه . و جبرئيل عليه السلام آن حضرت را در جايى باز داشت و به او عرض كرد كه : يا محمد ، به جاى خود باش كه در جايى ايستادهاى كه هرگز هيچ فرشتهاى و هيچ پيغمبرى در آن نايستاده . به درستى كه پروردگار تو در كار رحمت فرستادن است ( و احتمال اينكه نماز مىكند ، يا دعا مىخواند ، اگر چه بر سبيل مجاز باشد ، با وجود قرينهء بيان
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 525
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٢٥