را بر همهء خلق خود واجب گردانيدم . پس هر كه تو را اطاعت كند ، مرا اطاعت كرده ، و هر كه تو را معصيت كند ، مرا معصيت كرده . و همين را واجب گردانيدم در باب على و در حقّ فرزندان او ، آنان كه ايشان را براى خود مخصوص ساختم از جملهء آن فرزندان » ( و مراد ائمّه هدى عليهم السلام اند ) .
1196 / 5 . حسين بن محمد اشعرى ، از معلّى بن محمد ، از ابوالفضل ، يعنى : عبداللَّه بن ادريس ، از محمد بن سنان روايت كرده است كه گفت : در نزد امام محمد تقى عليه السلام بودم ، پس ذكر اختلاف شيعيان را جارى كردم . حضرت فرمود كه : « اى محمد ، به درستى كه خداى تبارك و تعالى هميشه به وحدانيّت و يگانگى خويش متفرّد و تنها بود ، بعد از آن ، محمد و على و فاطمه را آفريد ، و ايشان هزار روزگار مكث كردند . پس همهء چيزها را آفريد و ايشان را در هنگام آفريدن آنها ، حاضر گردانيد ، و اطاعت ايشان را بر آنها جارى ساخت ، و امور آنها را به ايشان وا گذاشت ، پس ايشان حلال مىگردانند آنچه را كه مىخواهند ، و حرام مىسازند آنچه را كه مىخواهند . و هرگز چيزى را نخواهند ، مگر به خواست خداى تبارك و تعالى » .
بعد از آن فرمود كه : « اى محمد ، اين ديندارى كردنى است كه هر كه آن را پيشى گيرد از دين ، به در رود ؛ چنانچه تير از نشانه بيرون مىرود ، و هر كه از آن باز ايستد ، هلاك شود ، و هر كه ملازم آن باشد و از آن دست بر ندارد ، به حقّ مىرسد . اى محمد ، اين را با خود بگير و از آن دست بر مدار » .
1197 / 6 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از ابن محبوب ، از صالح بن سهل ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه : « بعضى از قريش به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد كه : به چه چيز بر همهء پيغمبران پيشى گرفتى و حال آنكه تو در آخر ايشان مبعوث شدى ، و خاتم ايشانى ( كه پيغمبرى به تو ختم شد ) ؟
فرمود كه : من ، اوّل كسى بودم كه به پرودگار خويش ايمان آوردم ، و اوّل كسى كه اجابت كرد ، من بودم ، در هنگامى كه خدا پيمان از پيغمبران گرفت و ايشان را بر نفسهاى ايشان شاهد گردانيد كه : آيا من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند : بلى ، تو پروردگار مايى . پس اوّل پيغمبرى كه قبول كرد و بلى گفت ، من بودم . پس همهء ايشان را پيشى گرفتم به اقرار كردن به خدا » .
1198 / 7 . على بن محمد ، از سهل بن زياد ، از محمد بن على بن ابراهيم ، از على بن حمّاد ،
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 521
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٢١