داخل آن خانه مىشوى ، و خيزران ، مادر هارون ، آن حجره را از خانهء محمد بن يوسف بيرون انداخت . پس ، آن را مسجد كردند كه مردم در آن نماز مىكنند ، و بعد از آنكه آن حضرت به پيغمبرى مبعوث شد ، سيزده سال در مكّه ماند ، پس به سوى مدينه مهاجرت فرمود ، و ده سال در مدينه مكث كرد .
بعد از آن ، قبض روح مطهّر آن حضرت عليه السلام شد ، در وقتى كه دوازده شب از ماه ربيع الاوّل گذشته بود ، و مشهور ، بيست و هشتم ماه صفر است ( و آنچه كلينى رضى الله عنه در تاريخ ولادت و وفات آن حضرت ذكر فرموده ، موافق مذهب اكثر اهل سنّت است ) . و رحلت در روز دوشنبه بود ، و آن حضرت در آن وقت ، شصت و سه ساله بود ، و پدرش عبداللَّه بن عبدالمطّلب در مدينه وفات كرد در نزد خالوهاى خويش و آن حضرت ، پسر دو ماهه بود و مادرش آمنه - بنت وهب بن عبد مناف بن زهرة بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب - وفات كرد و آن حضرت عليه السلام ، پسر چهار ساله بود . و جدّش عبدالمطّلب وفات كرد و پيغمبر صلى الله عليه و آله را قريب به هشت سال بود ، و خديجه را تزويج كرد و آن حضرت از بيست و سه سال تجاوز فرموده ، به سى سال نرسيده بود .
بعد از آن ، از براى آن حضرت عليه السلام پيش از آنكه به پيغمبرى مبعوث شود ، از خديجه ، قاسم و رقيّه و زينب و امّ كلثوم متولّد شدند ، و بعد از مبعث طيّب و طاهر و فاطمه عليه السلام از برايش به وجود آمدند .
و نيز روايت شده كه از براى آن حضرت بعد از مبعث ، فرزندى غير از فاطمه عليها السلام متولّد نشد ، و اينكه طيّب و طاهر پيش از مبعث آن حضرت متولّد شدند ( و من مىگويم كه بر كلينى رضى الله عنه و اين ، قائل وارد مىآيد كه ابراهيم نيز از اولاد آن حضرت بود ، و بعد از مبعث به وجود آمد ) .
و در هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از شعب ابىطالب بيرون آمد ، خديجه وفات فرمود و آن ، يك سال پيش از هجرت به مدينه بود . و يك سال بعد از وفات خديجه ، ابوطالب وفات فرمود ، و چون رسول خدا صلى الله عليه و آله ابوطالب و خديجه را نيافت ، ماندن در مكّه را دشمن داشت ، و اندوه سختى بر او داخل شد ، و اين مطلب را به جبرئيل عليه السلام شكايت كرد ، پس خداى تعالى به سوى او وحى فرمود كه :
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 517
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥١٧