الْعالَمِينَ * وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا »
محمد
« بَعْضَ الْأَقاوِيلِ * لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ »
« 1 » ، يعنى : « به درستى كه [ ولايت على عليه السلام ] ، فرستاده شده است بر محمد صلى الله عليه و آله ، از جانب پروردگار عالميان به وساطت جبرئيل عليه السلام و اگر محمد صلى الله عليه و آله ، بر ما به افترا و دورغ ، مىبست پارهاى از سخنان را چنانچه شما گمان مىكنيد ، هر آينه مىگرفتيم از وى دست راست او را ( يا او را مىگرفتيم به قوّت و قدرتى كه داريم ) پس هر آينه مىبريديم از او ، بند دل او را » ( و آن رگى است در دل كه چون بريده شود ، صاحب آن بميرد ) .
بعد از آن ، گفتار را برگردانيده و فرموده : [ انّ ولاية على ]
« لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ »
؛ به درستى كه ولايت على عليه السلام ، هر آينه پندى است از براى پرهيزكاران » و حضرت فرمود : « از براى دانايان ( و در قرآن
« وَ إِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ »
واقع است ) .
« وَ إِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبِينَ * وَ إِنَّهُ »
عليا
« لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكافِرِينَ * وَ إِنَّهُ »
ولايته
« لَحَقُّ الْيَقِينِ * فَسَبِّحْ »
يا محمد
« بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ »
« 2 » . ( و در قرآن ، به جاى على و ولايته ، ضمير غائب واقع است و يا محمد ، مذكور نيست ) . و ترجمهء آن ، چنانچه در حديث است ، اين است : « و به درستى كه ما هر آينه مىدانيم كه بعضى از شما تكذيب كنندگانند . و به درستى كه على ، سبب حسرت و اندوه است بر كافران . و به درستى كه ولايت آن حضرت ، درست و راست است بى گمان ( يعنى : محض يقين است كه هيچ شكى در آن نيست ) . پس تسبيح گوى اى محمد ، به نام پروردگار خود كه بزرگ است » ( يعنى : تنزيه نماى او را از صفات نالايق و ناسزا ) . و حضرت فرمود كه : « خدا مىفرمايد كه : شكر كن پروردگار بزرگ خويش را كه اين افزونى و فضيلت را به تو عطا فرمود » .
و عرض كردم كه : قول آن جناب :
« لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدى آمَنَّا بِهِ »
؟ ( و اين آيه در سورهء جن است و در صدر آن ،
وَ أَنَّا
واقع است ، و بعد از آنچه مذكور شد ، چنين است كه :
« فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلا يَخافُ بَخْساً وَ لا رَهَقاً »
« 3 » ) ، يعنى : « و به درستى كه ما ، يا وحى شده كه ما در هنگامى كه شنيديم قرآن را كه سبب هدايت است » . و حضرت فرمود كه : « هدى ، ولايت است ، ايمان آورديم به آن » و حضرت فرمود كه : « ايمان آورديم به مولى و صاحب اختيار خويش . پس هر كه ايمان آورد به پروردگار خويش ، نترسد از نقصان و نرسيدن امر ناخوشى » .
راوى مىگويد كه : عرض كردم كه : اين تنزيل است ؟ فرمود : « نه ، بلكه تأويل است » .
هامش
( 1 ) . حاقّه ، 43 - 46 .
( 2 ) . حاقّه ، 48 - 52 .
( 3 ) . جن ، 13 .