تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
را يا محمد
« بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ كَرِيمٍ »
« 1 » ، يعنى : به آمرزش و مزد بزرگ و نيكو » . 1178 / 91 . على بن محمد ، از بعضى از اصحاب ما ، از ابن محبوب ، از محمد بن فُضيل ، از امام موسى كاظم عليه السلام روايت كرده است كه گفت : آن حضرت را سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ :
« يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ »
، فرمود كه : « اراده دارند كه ولايت امير المؤمنين عليه السلام را به دهان خويش فرو نشانند » . عرض كردم :
« وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ »
« 2 » ، فرمود : « و خدا تمام كنندهء امامت است ، به جهت فرمودهء خداى عزّوجلّ :
« فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ »
« 3 » ، پس نور ، امام است » . ( و همين حديث ، با اختلاف كمى در متن ، به سند ديگر مذكور شد در باب اين‌كه ائمه عليهم السلام ، نور خداى عزّوجل‌ّاند و آيه ، به همان وضعى است كه در آنجا مذكور شد و آنچه در اينجا ذكر شده ، اشتباه است . تتمهء حديث : آن‌كه ) راوى مىگويد كه عرض كردم :
« هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ »
؟ يعنى : « اوست آن خدايى كه فرستاد پيغمبر خود را با هدايت و مذهب درست - كه ملت اسلام است - » و حضرت فرمود كه : « اوست آن‌كه رسول خويش را امر فرمود به ولايت از براى وصىّ خويش و ولايت ، همان دين حق است » . عرض كردم :
« لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ »
« 4 » ، يعنى : « تا غالب گرداند رسول خويش ، يا آن دين را بر هر كيش و ملت » . و حضرت فرمود كه : « او را غالب مىگرداند بر همهء دين‌ها در نزد قيام حضرت قائم » و فرمود كه : « خدا مىفرمايد :
« وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ »
، يعنى : ولايت قائم عليه السلام
« وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ »
« 5 » ، و اگر چه كراهت دارند ، كافران ، يعنى : به ولايت على عليه السلام » . عرض كردم كه اين ، تنزيل است ؟ فرمود : « آرى ، اين معنى تنزيل است و اما غير آن ، تأويل است » ( و مراد از تنزيل ، چيزى است كه آيه در باب آن فرود آمده باشد و تأويل چيزى است كه حكم آيه در آن ، جارى شود ) . راوى مىگويد كه عرض كردم :
« ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا »
« 6 » ؟ يعنى : « اين قول ايشان كه شاهد است ( بر بدى اعمال ايشان ، يا اين حال مذكور ، از كذب و نفاق ) ، به سبب آن است كه ايشان ايمان آورده‌اند به زبان ( يعنى : به كلمهء شهادتين گويا شدند و خود را مسلمان نمودند ) ،
هامش
( 1 ) . يس ، 8 - 11 . ( 2 ) . صف ، 8 . ( 3 ) . تغابن ، 8 . ( 4 ) . توبه ، 33 ؛ فتح ، 28 ؛ صف ، 9 . ( 5 ) . صف ، 8 . ( 6 ) . منافقون ، 3 .