تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
و زحمت در آن داخل شود ، نجات يابد » . راوى مىگويد كه : پس من ساكت شدم . حضرت فرمود كه : « نمىخواهى كه حرفى را به تو بفهمانم كه از براى تو ، از دنيا و آنچه در آن است ، بهتر باشد ؟ » عرض كردم : بلى ، مىخواهم ، فداى تو گردم . فرمود : « قول خدا
« فَكُّ رَقَبَةٍ »
« 1 » » بعد از آن فرمود كه : « همهء مردمان ، بندگان و ملازم آتشند ، غير از تو و اصحاب تو ؛ زيرا كه خدا گردن‌ها و تن‌هاى شما را از قيد آتش آزاد و خلاص فرموده ، به دوستى ما اهل بيت » . 1176 / 89 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از سماعه ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ :
« وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي »
، كه آن حضرت فرمود : « يعنى : به ولايت امير المؤمنين عليه السلام » ،
« أُوفِ بِعَهْدِكُمْ »
« 2 » ، « يعنى : تا وفا كنم براى شما به بهشت » . و بنابر اين ، ترجمه اين مىشود كه : « وفا كنيد به عهدى كه من با شما بسته‌ام ، در شأن امير المؤمنين عليه السلام و تصديق كنيد به ولايت آن حضرت تا وفا كنم به عهد شما كه شما را داخل بهشت گردانم » . 1177 / 90 . محمد بن يحيى ، از سَلمة بن خطّاب ، از حسن بن عبدالرحمان ، از على بن ابى حمزه ، از ابو بصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ :
« وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقاماً وَ أَحْسَنُ نَدِيًّا »
« 3 » ، كه آن حضرت فرمود كه : « رسول خدا صلى الله عليه و آله قريش را به سوى ولايت ما دعوت فرمود ، پس ايشان رميدند و دورى گزيدند و انكار كردند و آنان كه كافر بودند از قريش به مؤمنان ، يعنى : آنان كه براى امير المؤمنين عليه السلام و براى ما اهل بيت اقرار كرده بودند ، گفتند كه : كدام يك از اين دو گروه ، بهترند از روى مكان و مسكن و نيكوترند از روى محفل و مجلس به جهت سرزنش كردن ايشان ؟ پس خدا به جهت ردّ بر ايشان فرمود :
« كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ »
« 4 » ، يعنى : از امت‌هاى پيشينيان ؛
« هُمْ أَحْسَنُ أَثاثاً وَ رِءْياً »
« 5 » » . عرض كردم كه : چه مراد است از قول آن جناب :
« مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا »
؟ فرمود كه : « همهء ايشان در ضلالت و گمراهى بودند ، و به ولايت امير المؤمنين عليه السلام و به ولايت ما ايمان نمىآوردند ، و به اين سبب ، گمراهان و گمراه كنندگان بودند ، و لهذا خدا
هامش
( 1 ) . بلد ، 13 . ( 2 ) . بقره ، 40 . ( 3 ) . مريم ، 73 . ( 4 ) . انعام ، 6 . ( 5 ) . مريم ، 74 .